<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>رویای یک فرانسوی</title>
<link>http://alifrench.blogfa.com/</link>
<description>مقالات جذاب از بهترینهای دنیای زبان و ادبیات فرانسه_فارسی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 05 Aug 2008 10:40:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>فرانسه مقام برتر توريسم اروپا  </title>
<link>http://alifrench.blogfa.com/post-198.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;بيشترين توريست هاي جهان درسال 2007 به فرانسه رفتند و فرانسه مقام اول جدول مقاصد گردشگري جهان درسال2007 را بدست آورد.  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;فرانسه با رشد بيش از 6/3 درصد توليد ناخالص ملي مقام اول مقاصد گردشگري جهان شد.&lt;BR&gt;براساس گزارشی که از سوي وزارت دارايي فرانسه منتشر شد اين کشور به رغم افزايش قدرت يورو و بدون اينکه علايمي از کاهش بازديدکنندگان مناطق خارج از اتحاديه اروپا تا به حال گزارش شده باشد، توانسته است سود ناخالص ملي اين کشور را افزايش دهد. &lt;BR&gt;با اين همه سهم توريسم در سود ناخالص ملي فرانسه نسبت به دهه هاي گذشته درحدود 7.3 درصد کاهش داشته است و اين نشان مي دهد که رشد بخش گردشگري نسبت به آهنگ رشد اقتصاد کلان اين کشور آهنگ کندي داشته و قدري عقب افتاده است.&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 248px; HEIGHT: 195px&quot; height=214 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i37.tinypic.com/125khlz.jpg&quot; width=228 align=left border=0&gt;&lt;BR&gt;طبق همين گزارش به رغم نوعي توقف در مسير رشد قدرتمند توريسم جهاني وزير اقتصاد فرانسه هفته گذشته اعلام کرد که درصدد ايجاد محرک هاي بيشتري براي جذب گردشگران بيشتر به فرانسه است. کشورهاي فرانسه و سپس ايتاليا با افزايش 4 درصدي در جذب گردشگر؛ همچنان دو مقام برتر کشورهاي قاره اروپا هستند.&lt;BR&gt;به گزارش کميسيون سفر اروپا و بنابر آخرين بررسيهاي انجام‌شده توسط محققان اين کميسيون، فرانسه همچنان قدرتمندانه موقعيت برتر خود را با افزايش 4 درصدي در جذب توريست خارجي به اين کشور حفظ کرده است. بنابه همين گزارش؛ ايتاليا نيز باتوجه به رشد نزديک به 4 درصد تعداد بازديدکننده؛ مقام برتر ديگر در توريسم اروپاست. درحالي که آلمان از نظر تعداد توريست خارجي تنها 3 درصد رشد را نشان مي دهد.&lt;BR&gt;اروپا در سال گذشته مجموعا نزديک به 20 ميليون بازديدکننده داشته است که نزديک به نيمي از مجموع رشد توريسم جهاني است.&lt;BR&gt;به گزارش کميسيون سفر اروپا؛ مسابقات ورزشي نظير جام جهاني راگبي در فرانسه نقش مهمي در افزايش آمار سفر اروپا طي سالهاي اخير داشته است. در اين ميان؛ مقاصد گردشگري بزرگ اروپا همچنان به جذب گردشگران بيشتر ادامه مي دهند که بيشترين ميزان رشد در مونته نگرو، صربستان، ايسلند و ترکيه مشاهده شده است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;&lt;STRONG&gt;توريسم فضايي فرانسویها&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;سرعت بيشتر و کاهش هزينه &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;شهر بوردو در جنوب فرانسه ماه گذشته ميزبان يک سمپوزيم بين المللي در زمينه توريسم فضايي بود که نشان مي دهد اين نوع از گردشگري بيش از پيش از صورت تخيل به واقعيت پيوسته است.&lt;BR&gt;اين سمپوزيوم که اولين نمونه از نوع خود تلقي مي شود، اتفاقي است که به گفته ناظران حکايت از آن دارد که اين شکل از سفر به زودي و بيش از پيش از حوزه داستان هاي علمي – تخيلي خارج شده و صورت واقعي به خود مي گيرد.&lt;BR&gt;با فروش اولين بليت سفرهاي فضايي در سال 2005 اين موضوع شکل جدي به خود گرفت اما برگزاري اين سمپوزيم در فرانسه و گردآمدن متخصصان از سرتاسر جهان مقدمه اي بر جلب توجه بيشتر و متمرکز تر افکار عمومي بر اين  شکل از توريسم  است.&lt;BR&gt;اکنون در ميان تمام مردمان متمول و ثروتمند اين امري رايج شده است که تنها با يک کليک مکان مناسب خود را در بر روي يکي از اولين پروازهاي خارج از مدار زمين که توسط سفينه هاي فضايي در شرکت هوايي ويرجين کالاگتيک صورت مي گيرد، رزرو کنند. &lt;BR&gt;شرکت ويرجين گالاکتيک در اصل متعلق به يک ميلياردر انگليسي به نام ريجارد برانسون است اين متقاضيان سفرهاي فضايي را قرار است در سال 2009 يا 2010 روانه فضا کند.&lt;BR&gt;بنابر همين گزارش و به گفته ژآن لو ويباکس؛ مشاور مسافران جهاني در آژانس سفرهاي فضايي، تاکنون 250 نفر از سراسر دنيا براي خريد بليت ثبت نام کرده اند که دو تن از اين متقاضيان از کشور فرانسه بوده اند.&lt;BR&gt;پروژه هاي ديگري نيز در خطوط هوايي  ديگري ازجمله با مشارکت شرکت يک شرکت امريکايي با همکاري شرکت &quot;استريوم&quot; که زيرمجموعه شرکت صنايع فضايي و دفاعي اروپاست، در دست اقدام است که انتظار مي رود تا سال 2025 سالانه بيش از 15000 مسافر را به استفاده از خدمات سفر فضايي خود جلب کند. &lt;BR&gt;هزينه بسياري گران اين سفرها هنوز موضوعي است که سبب مي شود اين نوع مسافرت تنها ويژه ثروتمندان باشد.&lt;BR&gt;&quot;هوگو لاپورته ويوادا&quot;، مدير پروژه استريوم دراين باره مي گويد:« درحال حاضر هزينه سفرهاي فضايي در مقايسه با ميانگين سطح دستمزدها بسيار گران و سنگين است اما بايد درنظر گرفت که اين تازه اول ماجراست. فراموش نکنيم که در روزهاي اوليه آغاز حمل و نقل هوايي هم هزينه بليت براي يک مسافرت در حد متوسط تا سال ها بسيار بالاتر و سنگين تر از ميانگين دستمزدها بود.»&lt;BR&gt;به گفته مسئولان اين شرکت؛ قرار است تا سال 2013 ماشين هاي نقليه در اين سفرها افزايش يابد به نحوي که بتوان آنها را از فرودگاه هاي سنتي و عادي روانه فضا کرد.&lt;BR&gt;به گفته کريستف بونال مهندس و از اعضاي آکادمي بين المللي علوم کيهان نوردي که از برگزارکنندگان اين سمپوزيوم سفرهاي فضايي است، هم اکنون در حدود 30 پروژه در دستور کار متخصصان قرار گرفته که ازاين ميان 4 يا 5 پروژه هم اکنون از رشد و توسعه مناسبي برخوردار بوده اند.&lt;BR&gt;به گفته بونال سفرهاي فضايي که تاکنون صورت گرفته داراي چندمرحله است که نخست فاز سفر در مدار زمين است که شامل صدها کيلومتر پرواز بر فراز سطح دريا و سپس سفر کوتاهي به فضاست در فاز بعد مرحله بي وزني است که در اين مرحله خورشيد و ستارگان همه سياه و تيره مي شوند و سپس مرحله بازگشت به مدار زمين است.&lt;BR&gt;مرحله آغازين پرواز درست همانند بلند شدن هواپيماهاي عادي از فرودگاه هاست. سپس يک موتور راکت سفينه و مسافران را به سوي خارج از جو زمين پيش مي برد. در مرحله بي وزني اين موتور بسته مي شود و مسافران درحالت شناور به مشاهده صحنه هاي شگفت و بديع فضا قرار مي گيرند. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 05 Aug 2008 10:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alifrench&amp;postid=198</comments>
<dc:creator>alifrench</dc:creator>
<guid>http://alifrench.blogfa.com/post-198.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مکتب رمانتیسم در ادبیات</title>
<link>http://alifrench.blogfa.com/post-197.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;توده پیشرفته سده نوزده اروپا دیگر نمی توانست سنتهای ملوك الطوایفی (فئودالیسم)وكلاسیسیسم را گردن نهد . از این رو به نویسندگان و هنرمندانی نیاز داشت كه به دلخواه خویشتن وپندارهای بی بندو بار خود خامه بدست گیرند بنابراین شایسته است &lt;FONT color=#ff3300&gt;رمانتیسم&lt;/FONT&gt; را یك مكتب انقلابی و ناقص سنتهای كلاسیسیسم دانست .&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 247px; HEIGHT: 164px&quot; height=164 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i34.tinypic.com/2mxewd1.jpg&quot; width=258 align=left border=0&gt;&lt;BR&gt;این نهضت از میانه های سده هجده اوج گرفت و بالا رفت ؛ تاجائیكه آخرهای این سده وسرتاسر سده نوزده ؛جهان هنر ادب و اندیشه را جولانگاه خویش ساخت .&lt;BR&gt;((نوامیس)) از سرودهای رمانتیك بدینگونه یاد مینماید :&lt;BR&gt;هنری است كه همه چیز را به شیوه دل انگیزی شگفت آور میسازد ؛هنری كه همه چیز را در فاصله های دور قرار میدهد بی آنكه از رنگ آشنا ودل فریب آنها بكاهد.&lt;BR&gt;رمانتیكها به رویاها و اندیشه های خود بیش از هر انگیزه طبیعی و غیر طبیعی دیگر پروا داشتند وآنچه میسرودند ومینوشتند جلوه هائی از جهان ناشناخته و دور دست اندیشه و پندار بود .آنها برعكس كلاسیست ها هرگز به خود نمی پرداختند ؛ بلكه همواره به فرمان احساس و اندیشه گوش میسپردند .&lt;BR&gt;خیال پردازان سده نوزده هیچگاه توده خود را آنگونه كه بود نقاشی نمی كردند ؛بلكه آنچنان كه میخواستند باشد مجسم میساختند ؛ از این رو مكتب &lt;FONT color=#ff3300&gt;رمانتیسم&lt;/FONT&gt; دربرابر رئالیسم جای میگیرد .هنرمند رمانتیك توده خود را دشمن میدارد و چون از زندگی در اجتماع خویش گریزان است ؛ به دامن خیالها واندیشه های خویش پناه میبرد و به دورانهای باستانی (بویژه سده های میانه )و روزگار كودكی و سرزمین آرزو و تنهائی باز میگردد .&lt;BR&gt;از سوی دیگر جنبش &lt;FONT color=#ff3300&gt;رمانتیسم&lt;/FONT&gt; را باید فریاد خشم اعتراض بر ضد بندگی انسان ؛كشاكش های سرمایه داری برگرداندن شهرها به اردوگاه های كارگری و بدبختی و سرانجام برضد صنعتگران سرمایه دار دانست ؛ نمونه برجسته ای از این فریادهارا میتوان در شعرهای شیرین و بی پیرایه ویلیام ((وردزورث)) سراینده رمانتیك انگلیس جستجو كرد . از آنجا كه بنیاد &lt;FONT color=#ff3300&gt;رمانتیسم&lt;/FONT&gt; با ایده آلیسم هماهنگی نزدیك و شناخته دارد .هنرمند رمانتیك زندگی واجتماع را زائیده اندیشه میداند برخلاف رئالیستها ؛ دگرگونی وچگونگی های توده را وابسته به دگرگونی های اندیشه بشری میشمارد .&lt;BR&gt;می توان پیشوایان این مكتب را در فرانسه استاندال : ویكتور هوگو ؛شاتو بریان و در انگلستان وردزورث ؛لردبایرون و در آلمان گوته ودر روسیه یوشكین و گوگول دانست .&lt;BR&gt;دیباچه هوگو بر نمایشنامه ((كرمول )) خود در حقیقت مرام نامه جنبش &lt;FONT color=#ff3300&gt;رمانتیسم&lt;/FONT&gt; گردید و همو با عرضه داشتن شاهكار جاودان خود ((بینوایان )) رهبری این مكتب را از آن خویش ساخت . در پایان میبایست ناگفته نگذارد كه گرچه این جنبش دیرگاهی درخشیدن گرفت وستارگان روز افزونی چون هوگو؛ گوته و بایرون برسینه آن خودنمایی و تابندگی كردند ولی سرانجام با آزادی بی بند وبار خود و پدید آوردن جنبش های دیگری همچون سمبولیسم وسوررئالیسم هنر رابه تباهی كشانید.
&lt;HR&gt;
&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#ff0000 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;خسروی سینمای ایران شکیبا رفت ...&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 147px; HEIGHT: 158px&quot; height=310 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1383/05/10021922248251128173227362132523617644752.jpg&quot; width=150 align=left border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://bahmanagha.blogspot.com/2008/07/blog-post_2861.html&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#6699ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;صدا و تصاویری از خسرو شکیبایی&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1165693&amp;Lang=P&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#6699ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;نامه رضا کیانیان به شکیبایی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=717633&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#6699ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;آلبوم عکس‌های شکیبایی در مهر&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mediafire.com/?sharekey=ae1f28a18d84dd1391b20cc0d07ba4d278709a08e89ce434&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#6699ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;اشعار سهراب سپهری با صدای خسرو شکیبایی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://iranseda.com/ShowFullItem/?r=61694&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#6699ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;آخرین مصاحبه‌ی زنده‌یاد خسرو شکیبایی با رادیو فرهنگ (فایل صوتی)&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 23 Jul 2008 20:42:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alifrench&amp;postid=197</comments>
<dc:creator>alifrench</dc:creator>
<guid>http://alifrench.blogfa.com/post-197.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هربرت ماركوزه</title>
<link>http://alifrench.blogfa.com/post-196.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#66cc00&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt; به بهانه تولد مارکوزه و خواندن کتاب انسان تک ساحتی ـ عشق فلسفه و سید مرتضی آوینی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;۲۹ تير، ۱۹ ژوئيه ۱۸۹۸&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt; &lt;BR&gt;در بين فلاسفه، فيلسوفان سياسي از بقيه مشهورترند. هربرت ماركوزه يكي از اين فيلسوفان سياسي بزرگ است كه علت عمده شهرتش رهبري فكري جنبش دانشجويي 68 و همچنين رهبري مكتب فرانكفورت بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 202px; HEIGHT: 177px&quot; height=172 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i38.tinypic.com/10nylop.jpg&quot; width=194 align=middle border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;هربرت ماركوزه در برلين به دنيا آمد. تجربه كار سياسي اش در سال 1918 همراه با انقلاب آلمان شروع شد؛ انقلابي كه به خيانت محكوم و سركوب شد. پس از آن در برلين و فرايبورگ نزد كساني چون هوسرل و هايدگر فلسفه خواند و در سال 1922 دكترايش را در فلسفه گرفت. چندين سال دستيار مارتين هايدگر بود. در آن سال ها سركار آمدن فاشيسم آشكار بود و بنابراين ماركوزه تصميم گرفت آثار هگل و ماركس را عميق تر مطالعه كند. اين مطالعات براي آن بود كه بفهمد چرا هنگامي كه به راستي شرايط يك انقلاب اصيل وجود داشت، اين انقلاب درهم شكست و سركوب شد و چرا قدرت هاي قديمي دوباره روي كار آمدند و قضيه به شكلي بدتر از قبل ادامه يافت.&lt;BR&gt;ماركوزه تا سال 1933 با موسسه پژوهش هاي اجتماعي فرانكفورت همكاري مي كرد و در همان سال ها بود كه حلقه فكري فرانكفورت شكل گرفته بود، اما در آن سال با روي كار آمدن حزب ناسيونال سوسياليست و بسته شدن حلقه، ماركوزه هم تصميم به مهاجرت گرفت. او يك سالي را در سويس گذراند و بعد به ايالات متحده رفت. خيلي زود در دانشگاه كلمبيا تدريس گرفت و عضو موسسه پژوهشي مطالعات اجتماعي دانشگاه شد. در سال 1940 به واشنگتن رفت و تا شروع جنگ تمام تلاشش را براي غلبه بر رژيم نازي در آلمان به كار برد. ماركوزه در آن سال ها براي سرويس هاي اطلاعاتي امريكا به عنوان مفسر و تحليل گر مسايل سياسي كار مي كرد. تمام تلاش ماركوزه براي غلبه بر فاشيسم بود، اما بعدها به خاطر كار در اين موسسات زياد مواخذه شد. پس از جنگ بود كه فعاليت آكادميك منظمي پيدا كرد و در دانشگاه هاي كاليفرنيا، برانديس و هاروارد تدريس كرد. ماركوزه عقيده داشت بيشتر مشكلات اجتماعي تنها با از كار انداختن و به كنار گذاشتن فرآيندهاي دموكراتيك حل خواهد شد، او نظريه پرداز انقلاب بود و فكر مي كرد بيشتر فعاليت ها را بايد دانشجويان و روشنفكران انجام دهند و نه كارگران. به خاطر همين نظريات بود كه تاثير زيادي روي دانشجويان در جنبش سال 68 گذاشت؛ چيزي در حد يك رهبر فكري. بعد از آن موقعيت دانشگاهي اش به خطر افتاد، نامه هاي تهديدآميزي دريافت مي كرد. اين تئوريسين انقلاب در سال 1979 هم زمان با انقلاب ايران از دنيا رفت.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 18 Jul 2008 08:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alifrench&amp;postid=196</comments>
<dc:creator>alifrench</dc:creator>
<guid>http://alifrench.blogfa.com/post-196.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>«افسانه سیزیف» به روایت آلبر کامو</title>
<link>http://alifrench.blogfa.com/post-194.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;خدایان سیزیف را محکوم کرده بودند که دائما سنگی را به بالای کوهی بغلتاند، تا جائیکه سنگ بخاطر وزنش به پایین می‌افتاد.آنها به دلائلی فکر می‌کردند که تنبیه وحشتناک تری از کار عبث و بی امید وجود ندارد.&lt;br /&gt;اگر کسی به هومر معتقد باشد، سیزیف خردمندترین و محتاط ترین موجودات فانی بود. هرچند، بنا بر روایتی دیگر، او مایل بود تا حرفه راهزنی را بیازماید. من تضادی در این امر نمی‌بینم. عقاید مختلفی وجود دارد که چرا او کارگر پوچ و عبث جهان زیرین شد.&lt;img width=&quot;237&quot; hspace=&quot;0&quot; height=&quot;171&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;left&quot; src=&quot;http://www.seemorgh.com/DesktopModules/icontent2/Files/9003.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;اولا، او متهم به سبک سری در رفتار با خدایان است. او اسرارآنان را دزدید. اگینا، دختر اسوپوس، توسط ژوپیتر ربوده شد. پدرش از ناپدید شدن او به هراس آمده و به سیزیف شکایت برد. او که از جریان ربودن باخبر بود، به این شرط حاضر شد ماجرا را بگوید که اسوپوس به قلعه کورینث، آب برساند. به خاطر آذرخش های آسمانی، او برکت آب را ترجیح داد. به همین دلیل او در جهان زیرین تنبیه شد. هومر همچنین می‌گوید که سیزیف، مرگ را در زنجیر کرده بود. پلاتو نمی‌توانست منظره فرمانروایی ویران و ساکت او را تحمل کند. او خدای جنگ را گسیل داشت تا مرگ را از دستان اشغالگر آزاد سازد.&lt;br /&gt;گفته می‌شود که سیزیف وقتی نزدیک به مرگ بود، بطور بی ملاحظه ای می‌خواست عشق زن خود را بیازماید. او به زنش فرمان داد که بدن دفن نشده خود(سیزیف) را در وسط میدان عمومی‌قرار دهد. سیزیف در جهان زیرین بیدار شد و آنجا درحالی که از فرمانبرداری بسیارمتضاد با عشق انسانی رنج می‌برد، این اجازه را از پلاتو گرفت که به زمین برگردد تا زن خود را ملامت کند. ولی وقتی دوباره چشمش به دنیا باز شد، از آب و خورشید، سنگ های گرم و دریا لذت برد،دیگر نمی‌خواست به آن تاریکی دوزخ وار برگردد. فراخوانی ها،علائم خشم و اخطارها هیچ کدام کارگر نیفتاد. سالهای زیاد دیگری را هم با انحنای خلیج، دریای تابان و لبخند زمین زندگی کرد.&lt;br /&gt;حکمی‌از جانب خدایان ضروری به نظر می‌رسید. عطارد آمد و گریبان مرد گستاخ را گرفت، او را از لذات خود جدا ساخت و به زور به جهان زیرین برد، جائی که سنگش انتظار او را می‌کشید.&lt;br /&gt;تا حالا دریافته اید که سیزیف، فرمان پوچی است. او همانقدر که لذت می‌برد، عذاب می‌کشد. تمسخر خدایان از جانب او، نفرت او ازمرگ و اشتیاق او برای زندگی، آن مجازات وصف ناشدنی را برای او به ارمغان آورد که تمام وجودش باید برای انجام دادن هیچ، بکار رود. این هزینه ای است که باید برای اشتیاق به زندگی پرداخته شود. چیزی از دنیای زیرین درباره سیزیف به ما گفته نشده است.&lt;br /&gt;افسانه ها برای تصورات بوجود می‌آیند تا در آنها روح بدمند. درمورد این افسانه، تمام تلاش یک شخص برای بالابردن یک سنگ عظیم،چرخاندن آن و هل دادن آن به سمت بالا روی یک سطح شیب دار برای صدها بار را می‌توان دید؛ صورت رنجور، گونه چسبیده به سنگ،شانه هایی زیر توده ای از خاک، پاهای از هم وارفته، شروع دوباره با بازوان گشاده و تمام امنیت انسانی دستان پینه بسته را می‌توان دید. در پایان تلاش بی پایان او در فضا و زمان بی نهایت، هدف برآورده می‌شود. آنگاه سیزیف می‌بیند که سنگ در چند لحظه به سمت دنیای پائین تر می‌غلتد و به جایی می‌رود که دوباره باید آنرا به سمت قله راند. او دوباره به پائین برمی‌گردد.&lt;br /&gt;در طی این بازگشت، این وقفه، است که سیزیف نظر مرا به خود جلب می‌کند. صورتی که بدین حد به سنگ ها نزدیک است و رنج می‌کشد،خودش اکنون سنگ شده است! مردی را ببینید که با گامهایی سنگین و درعین حال شمرده به عذابی بازمی‌گردد که هیچگاه پایان آنرا نخواهد دانست. آن موقع مثل مکثی که با رنج او فرا می‌رسد، زمان هوشیاری است. در تک تک آن لحظات که او ارتفاعات را ترک می‌کند و تدریجا به کنار خدایان کشیده می‌شود، مافوق سرنوشت خود قراردارد. او از سنگ خود سخت تر است.&lt;br /&gt;اگر این افسانه غم انگیز است، بخاطر اینست که قهرمان آن هشیار است. در واقع اگر در هر قدم، امید موفقیت به او دلگرمی‌می‌دهد، شکنجه ای وجود دارد؟ کارگر امروزی، در هرروز زندگی اش کار یکسانی می‌کند و سرنوشت او کمتر از سرنوشت سیزیف، پوچ نیست. ولی فقط در لحظات نادری، غم انگیز می‌شود که هشیاری وجود دارد. سیزیف، کارگر خدایان، ناتوان و سرکش، تمام جزئیات وضعیت تأسف آور خود را می‌داند: این چیزی است که درطی هبوط خود به آن می‌اندیشد. روشن بینی که قرار بود شکنجه او باشد، به تاج پیروزی او تبدیل می‌شود. هیچ سرنوشتی وجود ندارد که نتوان با استهزا بر آن فائق آمد.&lt;br /&gt;بنابراین اگر هبوط، بعضی مواقع با غضه همراه بود، می‌تواند با شادی نیز همراه باشد. این حرف زیادی نیست...&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Wed, 16 Jul 2008 05:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alifrench&amp;postid=194</comments>
<dc:creator>alifrench</dc:creator>
<guid>http://alifrench.blogfa.com/post-194.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در شب آرزوها (ليلة الرغايب) چه بخواهیم؟</title>
<link>http://alifrench.blogfa.com/post-191.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#ff3300 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;عمر حقیقی انسان&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;  &lt;BR&gt; &lt;BR&gt; &lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#66cc00 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;یا مُقَلِّبَ القُلُوبِ وَالأبصار. یا مُدَبِّرَ اللَّیلِ وَالنَّهار. یا مُحَوِّلَ الحُولِ وَالأحوال. حَوِّلْ حالَنَا إلی أحسَنِ الحالْ...&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; اینجا دو مطلب است که قرآن کریم به ما هشدار داد تا ما از این دو راه از فیض الهی برخوردار باشیم. &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 243px; HEIGHT: 169px&quot; height=225 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i9.tinypic.com/4povzb9.jpg&quot; width=274 align=left border=0&gt;اگر کسی خواست راه خیر و سعادت را طی کند، فضل و فیضی نصیب او بشود، بیراهه نرود، راه دیگران را هم نبندد؛ هم راه خود را ببیند، هم چراغی برای راه دیگران باشد، دو راه دارد؛ یکی اینکه سعی و تلاش و کوشش بکند، آنچه را می‌داند، عمل بکند و آنچه را نمی‌داند، بپرسد. بین خود و بین خدای خود گناهی مرتکب نشود و آن را اصلاح کند. یکی هم فیض‌های رایگان الهی است که نصیب افراد می‌شود. در اثر دعای پدر، دعای مادر، سوابق گذشته که این دومی ـ که لطف خاص خداست ـ نه مسبوق به علم انسان است، نه مسبوق به عمل انسان. &quot;دولت آن است که بی‌خون دل آید به کنار&quot; این فیض ابتدائی هست. &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;اما حال به چه کسی می‌دهند، به چه کسی نمی‌دهند، چقدر می‌دهند و... اینها برابر آن حکمت‌های الهی است که در دعای نورانی امام‌سجاد(ع) هست &lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#66cc00 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;یا مَنْ لاتُبَدِّلُ حِکمَتَهُ الوَسائِلْ&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;(1). ای خدائی که تمام کارهایت روی حکمت است و با هیچ وسیله‌ای نمی‌شود جلوی حکمتت را گرفت! &lt;BR&gt;منتها ما نمی‌دانیم آن دعای پدر، دعای مادر، دعای نیاکان، چه طور شد که یک فیضی نصیب انسان کرد؛ دعای معلّم، دعای یک انسان دل شکسته و... اینها روشن نیست. این همان دولتی است که بی‌خون‌دل آید به کنار! نوع دیگر آن است که انسان سعی و تلاش و کوشش می‌کند و از خدای سبحان تغییر حال می‌طلبد؛ که خدایا! این روشی که ما داریم، تا تحوّلی در درون ما پیدا نشود، این روش کارساز نیست. این لنگان، لنگان رفتن است. و کسی که مقصدش طولانی است؛ اینگونه به مقصد نمی‌رسد، &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#66cccc size=3&gt;&lt;STRONG&gt;پای ما لنگ و منزل بس دراز         دست ما کوتاه و خرما بر نخیل&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در راه می‌ماند و می‌شود: ابنُ السَّبیل. ابنُ السَّبیل به گروهی می‌گویند که وامانده‌ی در راهند. برای اینکه انسان از این ابنُ السّبیلی در بیاید، گفتند این دعای تحویل سال را بخوانید. همیشه هم می‌شود خواند، مربوط به تحویل سال و آن زمان خاص نیست. در تمام مدّت سال، انسان می‌تواند با خدای خود این زمزمه را داشته باشد. بگوید خدایا! تغییر و تحوّل به دست توست. اگر کسی بیراهه رفت،‌ تو محوّلی، مقلّبی، مدبّری، تحویل و تحوّل می‌دهی، منتها وارونه‌اش می کنی! اگر کسی به راه بود، مشمول لطف تو بود، تو تحویل و تحوّل می‌دهی، این را سرجایش می‌نشانی، تثبیت می‌کنی، ظرفیّت‌دارش می‌کنی. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#ff3300 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;زندگی گیاهی انسان&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وقتی باران می‌آید، انسان یک ظرفی را می‌گذارد برای اینکه از باران پر بشود؛ اگر یک دشمنی باشد، خوب این کاسه و این ظرف را وارونه می‌گذارد. خوب این ظرف و کاسه‌ی وارونه هر چه هم که باران بیاید، از پشت کاسه می‌گذرد و چیزی، قطره‌ای به درون این کاسه نمی‌آید! بعضی‌ها خدای ناکرده اینچنین‌اند. یعنی شیطان قلب اینها را وارونه کرده است. قلب اینها را به طرف طبیعت و خاک و زمین و گِل کرده است. فکر این است که چه‌چیزی تهیه کند، چه ماشینی بخرد، چه خانه‌ای تهیه کنند، چه فرشی و... به تعبیر مرحوم صدرالمتألّهین سرش را برده در خاک! ایشان می‌فرمایند: بزرگان اهل معرفت معتقدند: &quot;هیچ درختی در عالم ترقّی نمی‌کند. چون آنچه را که بالا می‌آید، فروعات اوست. وگرنه دهان او، ریشه او، اصل او، چشم او، گوش او، همه‌اش در گِل است. این دُم درخت است که بالا آمده، این فروع درخت است.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;گاهی انسان گیاهی زندگی می‌کند، مثل یک درخت! تمام فکرش متوجه این زمین است که چیزی از زمین در بیاورد یا خانه بسازد یا آهن بخرد یا فرش داشته‌باشد و با دست خالی هم برود. این یک کاسه‌ای است که دهان و دهنه‌ی او به طرف زمین است که این یک بدبختی است. &lt;BR&gt;گاهی خدای سبحان دل انسان را ـ از آنجا که مُقَلِّبَ القُلُوبِ وَالأبصار و مُدَبِّرَ اللِّیلِ وَالنَّهار است، را وارونه می‌کند. این را در قرآن کریم فرمود: &lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#66cc00 size=3&gt;نُقَلِّبُ اَفئِدَتُهُمْ وَ اَبصارَهُمْ ( أو اَبصارَهُمْ وَ اَفئِدَتَهُمْ ) کَمَا لَمْ یُؤمِنُوا اَوَّلَ مَرَّه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; (2). این &quot;کاف&quot; برای تعلیل است، نه برای تشبیه. فرمود: ما سالیان متمادی اینها را آزمودیم؛ انبیاء فرستادیم، عقل دادیم، فطرت دادیم، تجارب فراوانی فراسوی اینها گذاشتیم؛ اینها با بی‌اعتنائی روبرو شدند. ما بالأخره دستور دادیم این کاسه‌ی دل اینها را متوجّه زمین کنند. تمام تلاش شبانه روزشان این است که چیزی از زمین در بیاورند، روی زمین بگذارند و با دست خالی بروند. &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#ff3300 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;بهترین دل&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;او نمی‌داند وقتی یک کسی یک خانه‌ی خوبی ساخت، آن زمین را مزین کرده، نه خودش را. اگر فرش خوبی تهیه کرد، فرش زینت انسان که نیست، زینت آن یک تکّه اطاقی است که حالا مزین شده. تابلو، دیوار را مزین می‌کند، نه دل را! تمام هویّت ما مثل جام می‌شود که وقتی خواستند به او شراب بدهند، جمله دهان شوند! دیگر همه‌اش در جام می‌ریزد دیگر! اگر خدای سبحان توفیقی به آدم داد، آدم دهانش باز شد، یعنی ظرفیت پیدا کرد.&lt;BR&gt;این ناظر به همان بیان نورانی حضرت امیر سلام الله علیه است: &lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#66cc00 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;إنَّ هذِهِ القُلُوبْ اُوعِیَهٌ فَخِیرُها اُوعاها&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;(3). فرمود: &quot;این دلها ظروف است، بهترین دل آن قلبی است که ظرفیتش بیشتر باشد&quot;؛ بعضی یک لیتری‌اند، بعضی مثل بحرند. آنوقت اگر این جام جمله دهان شد و خدای مقلِّبُ القلوب این جام دهان را که وسیع است و پر ظرفیت است به طرف بالا نگاه داشت و زیرش را هم محکم کرد، آنوقت هر فیضی که بیاید، او کاملاً می‌گیرد. نمی‌گذارد چیزی هدر برود! اینچنین نیست که خدای سبحان دل را ظرفیت بدهد، تثبیت بکند و چیزی هدر برود! &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#ff3300 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;تاریخ هجری انسان&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;گاهی عمر آدم به جائی می‌رسد که ذات أقدس إله به او سوگند یاد می‌کند. می‌شود مثل شمس و قمر. خدای سبحان به عمر مبارک رسول گرامی قسم یاد کرد و فرمود:&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#66cc00 size=3&gt;&lt;STRONG&gt; لَعَمْرُکَ إنَّهُمْ لَفِی سَکرَتِهِمْ یَعمَهُونْ&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; (4). &quot;قسم به جان تو، قسم به حیات تو، اینها بیراهه می‌روند...&quot; &lt;BR&gt;عمر هر کسی به دست خود اوست، نه به دست زمین! اگر کسی 20 قدم علمی برداشت، بیست سالش است و اگر نه، همان کودک بیست ساله است! کودکی است؛ خوب این درخت را می‌گوئیم 20 ساله است، یعنی چه؟ یعنی از آن وقتی که درخت سبز شد و رشد کرد، 20 بار زمین به دور خورشید گشت. همینطور حیوانات. حتی سنگی را 20 سال جای بگذارید مثل یک خانه؛ این معنی 20 سال است! این گردش زمین که عمر آدم را زیاد نمی‌کند! این مُقلِّبَ القُلُوب گفتن، یعنی خدایا! تحوّلی در درون ما ایجاد بکن که ما هم بالأخره ببینیم چه خبر است! از کجا آمدیم، کجا داریم می‌رویم، چه کار می‌خواهیم بکنیم...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;........................................................................................ &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#66ccff&gt;* سخنرانی آیت‌الله جوادی آملی در جلسه درس اخلاق؛ قم ـ اسفند 1383&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ccff&gt;1. صحیفة سجادیه/ دعای 13 &lt;BR&gt;2. انعام/110&lt;BR&gt;3. نهج البلاغه/ کلمات قصار/147  &lt;BR&gt;4. حجر/72&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 10 Jul 2008 10:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alifrench&amp;postid=191</comments>
<dc:creator>alifrench</dc:creator>
<guid>http://alifrench.blogfa.com/post-191.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>Aleksander voisard</title>
<link>http://alifrench.blogfa.com/post-190.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#ff0000 size=3&gt;&lt;U&gt;&lt;STRONG&gt;بررسی زندگي و شعر الكساندر ووازارد&lt;/STRONG&gt;&lt;/U&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;الکساندر ووازارد شاعر مجموعه هاي &quot; آزادي در سپيده دم &quot; ، &quot;بصيرت&quot; ، &quot; از خطر رسته ها&quot; ، &quot;گفتار کردارها&quot; ، &quot;تمام زندگي رازيستن&quot; ، &quot; تماماً کودکي&quot; در سال 1930 در کورت لووان سوئيس ديده به دنيا گشود.&lt;BR&gt;پدرش معلم بود و مادرش زني کوه نشين و صادق. پس از تحصيلاتش، به کارهاي گوناگوني مي پردازد، به تئاتر، به کار در اداره پست، در صنعت و در کتاب فروشي.&lt;BR&gt;بعد از دوره اي فعاليت سياسي نماينده امور فرهنگي&quot; ري پابليک &quot;&lt;SPAN lang=FR style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: &apos;Calibri&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-ansi-language: FR; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;république&lt;/FONT&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;و بخش ژورا canton dugura مي شود. همچنين او معاون رئيس بنياد فرهنگي پرو الو سي آ مي شود.&lt;BR&gt;سپس به زادگاهش، کورت لووان &quot;courte levant &quot; باز مي گردد و در آنجا بود که تمام وقتش را صرف نوشتن مي کند.&lt;BR&gt;از سال 1990 به عضويت آکادمي مالارمه در پاريس در مي آيد.&lt;BR&gt;به او لقب هايي متفاوت داده اند، مثل &quot;شاعر عشق&quot; ، &quot; شاعر طبيعت&quot; ، &quot; شاعر سياست &quot; و وازار همه ي اين عنوان ها را رد مي کند. او تنها به لقب&quot; شاعر آزادي&quot; افتخار مي کند. همچنين او را اولين شاعر اکولوژيست بعد از&quot; سن فرانسواآسيز&quot; ناميده اند .&lt;BR&gt;انتشار مجموعه&quot; آزادي در سپيده دم&quot; &lt;SPAN lang=FR style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: &apos;Calibri&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-ansi-language: FR; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;liberté a l&apos;aube&lt;/FONT&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;در ادبيات فرانسه زبان سوئيس در نيمه دوم قرن حادثه اي قابل ملاحظه است .&lt;BR&gt;اين اثر به نوعي&quot; مشارکت در نبرد ژورا gura براي رسيدن به استقلال بود که حاصل آن جمهوري و استقلال ژورا بود .&lt;BR&gt;طي جنگ دوره مقاومت فرانسه، هرگز، اثري با اين درجه&quot; تعهد&quot; زاده نشد، همينطور در سوئيس .&lt;BR&gt;اين ادبيات ،يادآور تغزل متعهد&quot; lyrisme engag&lt;SPAN lang=FR style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: &apos;Calibri&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-ansi-language: FR; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;é&lt;/SPAN&gt; &quot; فرانسه است فرانسه اي که زير چکمه هاي نازي بود .&lt;BR&gt;شعر الکساندر ووازار، تريبون يک ملت بود در دفاع از استقلال .&lt;BR&gt;پر واضح است که شعري با اين درونمايه ِاز پر مخاطب ترينهای ادبيات دنيا به حساب آيد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#66cc00 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;گزیده اشعار را با ترجمه زیبای خانم آسيه حيدري شاهي سرائي در ادامه مطلب بخوانید...&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 04 Jul 2008 07:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alifrench&amp;postid=190</comments>
<dc:creator>alifrench</dc:creator>
<guid>http://alifrench.blogfa.com/post-190.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بغداد , ویرانه های پرخاطره...</title>
<link>http://alifrench.blogfa.com/post-188.aspx</link>
<description>&lt;SPAN lang=en-us&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66cc00 size=3&gt;&lt;EM&gt;
&lt;P align=left&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;Je m&apos; appelle bagdad&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr align=left&gt;&lt;A href=&quot;http://www.divshare.com/download/1476546-b27&quot; target=_blank&gt;&lt;IMG height=20 src=&quot;http://www.learningfrench.netfirms.com/images/download.jpg&quot; width=100 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P dir=ltr align=left&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#3399ff size=2&gt;J’ai vécu heureuse&lt;SPAN lang=en-us&gt;&lt;B&gt;   &lt;SPAN lang=en-us&gt;&lt;B&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 210px; HEIGHT: 205px&quot; height=227 alt=&quot;Tina Arena&quot; hspace=0 src=&quot;http://i32.tinypic.com/28tc9lf.jpg&quot; width=224 align=right border=0&gt;&lt;/B&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;Dans mes palais &lt;BR&gt;D’or noir et de pierres précieuses&lt;BR&gt;Le Tigre glissait &lt;BR&gt;Sur les pavés de cristal&lt;BR&gt;Mille califes se bousculaient &lt;BR&gt;Sur mes carnets de bal &lt;BR&gt;On m’appelait &lt;BR&gt;La Cité pleine de grâce &lt;BR&gt;Dieu &lt;BR&gt;Comme le temps passe &lt;BR&gt;On m’appelait &lt;BR&gt;Capitale de lumière &lt;BR&gt;Dieu &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr align=left&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;Que tout se perd 
&lt;TABLE style=&quot;WIDTH: 284px; HEIGHT: 302px&quot; cellSpacing=1 cellPadding=2 width=284 align=right border=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-ansi-language: FR; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;mso-element: frame; mso-element-frame-hspace: 9.0pt; mso-element-wrap: around; mso-element-anchor-horizontal: page; mso-element-left: 197.15pt; mso-element-top: 31.5pt; mso-height-rule: exactly&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-ansi-language: FR; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;شاد میزیستم&lt;BR&gt;در قصرهای طلایی و جواهر نشانم&lt;BR&gt;آنجاکه چنگالهای ببر&lt;BR&gt;بر روی سنگفرشهای بلورینش سر میخورد&lt;BR&gt;و خلفای بسیار در دیوانهای باشکوهش&lt;BR&gt;از مسند خود فرو می لغزیدند&lt;BR&gt;مرا دیار بخشش خداوند مینامیدند&lt;BR&gt;یایتخت نور و سرور&lt;BR&gt;بغداد پر غرور&lt;BR&gt;اما امروز از پای افتاده ام&lt;BR&gt;در زیر شنی تانکها&lt;BR&gt;و آبادیم به یغما رفته&lt;BR&gt;در آتش خشم زره پوشها&lt;BR&gt;مرا زمانه بغداد نامیده&lt;BR&gt;ملکه از ریخت افتاده&lt;BR&gt;از یادشهرزاد قصه گو  فراموش شده&lt;BR&gt;اجسامم چونان گدایان بر خاک افتاده &lt;BR&gt;ارواح من در زیر بولدوزرها زیر و رو شده&lt;BR&gt;میگریم برای زیبایی از دست رفته&lt;BR&gt;این روح من است که میکشند در زیر سنگهای دود گرفته &lt;BR&gt;قصه های هزار ویکشب دیگر برای کسی دل انگیز نیست&lt;BR&gt;همه آنها نابود شده ...&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-ansi-language: FR; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;BR&gt;Je m’appelle Bagdad &lt;BR&gt;Et je suis tombée &lt;BR&gt;Sous le feu des blindés&lt;BR&gt;Sous le feu des blindés&lt;BR&gt;Je m’appelle Bagdad &lt;BR&gt;Princesse défigurée &lt;BR&gt;Et Shéhérazade&lt;BR&gt;M’a oubliée&lt;BR&gt;Je vis sur mes terres &lt;BR&gt;Comme une pauvre mendiante &lt;BR&gt;Sous les bulldozers &lt;BR&gt;Les esprits me hantent &lt;BR&gt;Je pleure ma beauté en ruine &lt;BR&gt;Sous les pierres encore fumantes &lt;BR&gt;C’est mon âme qu’on assassine&lt;BR&gt;On m’appelait &lt;BR&gt;Capitale de lumière &lt;BR&gt;Dieu &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ff0033&gt;Que tout se perd &lt;BR&gt;Je m’appelle Bagdad &lt;BR&gt;Et je suis tombée &lt;BR&gt;Sous le feu des blindés&lt;BR&gt;Sous le feu des blindés&lt;BR&gt;Je m’appelle Bagdad &lt;BR&gt;Princesse défigurée &lt;BR&gt;Et Shéhérazade&lt;BR&gt;M’a oubliée&lt;BR&gt;Mes contes des mille et une nuits &lt;BR&gt;N’intéressent plus personne &lt;BR&gt;Ils ont tout détruit&lt;BR&gt;Je m’appelle Bagdad &lt;BR&gt;Et je suis tombée &lt;BR&gt;Sous le feu des blindés&lt;BR&gt;Je m’appelle Bagdad &lt;BR&gt;Princesse défigurée &lt;BR&gt;Et Shéhérazade&lt;BR&gt;M’a oubliée&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Jun 2008 07:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alifrench&amp;postid=188</comments>
<dc:creator>alifrench</dc:creator>
<guid>http://alifrench.blogfa.com/post-188.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حاکمیت عقل وعاطفه</title>
<link>http://alifrench.blogfa.com/post-185.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=&quot;#ff3300&quot;&gt;&lt;strong&gt;مادرم!&lt;br /&gt;پرشكوه ترين سرودهاي عالم را&lt;br /&gt;در ستايش تو خواهم سرود.&lt;br /&gt;پرشورترين ترانه هاي عاشقي را&lt;br /&gt;كه برخوردارترين معشوقان جهان از آن نصيبي نبرده اند،&lt;br /&gt;برايت خواهم ساخت.&lt;br /&gt;اي غزل غزل هاي دل من!...&lt;br /&gt;همه جا خوب ترين گل هاي معطر شعر را&lt;br /&gt;از باغ هاي عشق و صحراهاي اساطير خواهم چيد&lt;br /&gt;و دسته گلي برای تو خواهم بست...&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امشب شب مبارکیست.حالم خیلی خوبه.برای همین دست به تایپ شدم وسعی کردم درکمال ایجاز وبدون مقدمه چینی مطلبی رو که مدتها پیش برام سوال بود رو به اختصار توضیح بدم. یکی از نکات منفی جامعه ما ایرانیها اینه که وقتی مطلبی رو میشنویم بلافاصله تفسیر به رای میکنیم.گروهی به طرفداری متعصبانه رو میآوریم وباتوجیهات بی مورد در مقام دفاع از اندیشه باب میل خود بر میخیزیم و گروهی خواسته یا ناخواسته مبارزه علیه اندیشه ای که نمی پسندیم را بی وقفه دنبال میکنیم.غافل از اینکه این روال چه از روی تعصب و حمیت جاهلانه و چه خدای ناکرده از سر کینه و عداوت باشد راه را بر سر بصیرت آگاهانه و حقیقت نورانیه سد میکند. مصادیق این واقعیت تلخ در زندگی همه ما بسیار است و حتی به حیطه زبان محاوره و ضرب المثلها و در کل ادبیات فکری و کلامی ما نیز نفوذ کرده است.از این مقدمه می گذرم و به پاسخ سوال میپردازم که قطعاً برای هر یک از ما بخصوص خانمهای محترمه مطرح بوده و آن اینکه آیا زن موجودیست بدون تعقل ویا به تعبیر رایج ناقص العقل ؟ این سوالی بود که کارشناس مذهبی یکی از برنامه های پربار فرهنگی در مورد زنان (برنامه اردیبهشت/پخش همه روزه قبل از اذان/شبکه ۴)با مثالهای متعدد سعی درپاسخ به آن داشت که متاسفانه توضیحات این خانم محترم به نظر قانع کننده نبود و بیشتر به یک امر توجیهی شبیه بود گرچه مستدل و متین! یافتن جوابی برای این سوال که مدتها ذهنم را مشغول کرده بود منشا مطالعات متعددی شد و البته بسیار جذاب و نو بود.بخصوص که ارتباط مستقیمی هم با حیطه مورد علاقه من یعنی زبان شناسی وکاربرد صحیح واژگان در زبان داشت.پس کانالها رو عوض نکنید و با ما همراه باشید شاید برای شما هم موضوعی ناشنیده و نو باشد....&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مطلب مهمی که درباره آن زیاد پرسیده میشود روایتی است که در نهج البلاغه آمده است و ممکن است بعضی از خانمها روی آن حساس باشند، جمله معروفیست که فرموده اند: &lt;font size=&quot;3&quot; face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=&quot;#66cc00&quot;&gt;&lt;strong&gt;&quot;هُنَّ نَواقِصُ العُقول وَ نَواقِصُ الحُظوظِ وَ نَواقِصُ الایمانِ&quot;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(255, 51, 0);&quot;&gt;*&lt;/span&gt; . کلمه&quot;نقص&quot; در زبان فارسی دارای یک معنا و مفهوم است و در زبان عربی به معنا و مفهوم دیگریست.&lt;br /&gt;در فارسی وقتی میگوییم یک چیز ناقص است، یعنی از اول کم داشته است.مثلاً ناقص الخلقه یعنی از بدو تولد کم داشته است, ولی عرب این را نقص نمی گوید، بلکه&lt;font size=&quot;2&quot; color=&quot;#ff3300&quot; style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-style: italic;&quot;&gt;&lt;u&gt; به&lt;/u&gt;&lt;/font&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; color=&quot;#ff3300&quot;&gt;&lt;u&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; style=&quot;font-style: italic;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;em style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;چیزی که به مرحله کمال خود میرسد اما به دلیلی ازآن کم می کنند نقص میگوید&lt;/em&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;&lt;/u&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;نمونه آن در قرآن آمده است: &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=&quot;#66cc00&quot;&gt;&lt;strong&gt;&quot; وَلَنَبْلوَنَّكمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ&quot;&lt;span style=&quot;color: rgb(255, 51, 0);&quot;&gt;**&lt;/span&gt;.&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=&quot;#66cc00&quot;&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;یعنی کسی پول دارد، بخشی از آن از دست میرود ؛کسی بدن سالم دارد، ناگاه عضوی از آن آسیب میبیند؛کسی امکانات خوبی دارد، ناگهان در آن کاستی ایجاد میشود.اینها نقص است. بنابراین نقص بدان معنا نیست که از اول کم و کاستی وجود داشته است.براین اساس آیه شریفه میفرماید: ما شما را آزمایش میکنیم و از اموال و انفس و ثمرات شما میکاهیم و مقداری از آن را از شما میگیریم. در مورد خانمها هم که میفرماید: &quot; هُنَّ نَواقِصُ العُقول&quot;؛ یعنی در نظام الهی،شما مردان و زنان در عقول مساوی بودید، اما چون می خواستیم به زنان یک احساس پاک و لطیف عنایت کنیم وکاروان تربیت را با این احساسات لطیف و حاکمیت معنوی به مقصد برسانیم،مقداری از تعقل آنها را کاستیم و به جای آن احساسات به آنها دادیم.این نقص در عقول است.&lt;br /&gt;شهید مطهری می گوید: حاکمیت مادی تعقلی در منزل برای مرد است و حاکمیت عاطفی برای زن و این، دو حاکمیت است ودو مسیر دارد و هیچگاه به تعارض نمی افتند.چنانچه هر دو حاکمیت یک مسیر داشتند؛مثلاً حاکمیت مادی تعقلی هم برای مرد بود وهم برای زن،ایجاد تزاحم میشد.اما در نظام الهی، خداوند متعال حاکمیت در امور اجرایی را به مرد داده است و حاکمیت در امور معنوی و عاطفی را به زن.&lt;br /&gt;از این رو آنجا که بحث عاطفه هست خود مرد عقب نشینی میکند.آنجا که بچه گریه میکند،مرد میگوید:خانم، ببین چرا ناراحت است؛ یعنی من نمی فهمم،کار من نیست.می بینیم که مرد حاکمیت عاطفی را برای زن پذیرفته است.حتی مرد اختلالات عاطفی را در خانه به زن ارجاع می دهد.زن هم از زیر بار این مسئولیت شانه خالی نمی کند؛ به مرد نمی گوید پس شما چه سرپرستی هستی؟زن و مرد هر دو حاکمیت عاطفی و مادی و اجرایی خود را پذیرفته اند.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;hr style=&quot;width: 100%; height: 2px;&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(255, 51, 0);&quot;&gt;* نهج البلاغه-خطبه 80&lt;/span&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(255, 51, 0);&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(255, 51, 0);&quot;&gt;** سوره بقره-آیه 155&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Jun 2008 21:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alifrench&amp;postid=185</comments>
<dc:creator>alifrench</dc:creator>
<guid>http://alifrench.blogfa.com/post-185.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شمع و گل و پروانه...</title>
<link>http://alifrench.blogfa.com/post-184.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img vspace=&quot;0&quot; hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://i28.tinypic.com/domo7m.jpg&quot; style=&quot;width: 398px; height: 283px;&quot; /&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 19 Jun 2008 19:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alifrench&amp;postid=184</comments>
<dc:creator>alifrench</dc:creator>
<guid>http://alifrench.blogfa.com/post-184.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درگذشت نویسنده فرانسوی...</title>
<link>http://alifrench.blogfa.com/post-183.aspx</link>
<description>&lt;FONT style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; DIRECTION: rtl&quot; size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: times new roman,times,serif&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; DIRECTION: rtl&quot; size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: times new roman,times,serif&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.ketabnews.com/detail-7708-fa-81.html&quot; target=_Self&gt;شاهکار &quot;امه سزر&quot; در کتابخانه مجلس فرانسه پیدا شد&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot; size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: times new roman,times,serif&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.ketabnews.com/detail-7661-fa-81.html&quot; target=_Self&gt;ادای احترام شاعران جهان به &quot;امه سزر&quot;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot; size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: times new roman,times,serif&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.ketabnews.com/detail-7288-fa-81.html&quot; target=_Self&gt;خاک‌سپاری باشکوه &quot;امه سزر&quot;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;A href=&quot;http://www.ketabnews.com/detail-7241-fa-81.html&quot; target=_Self&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;پدر ادبیات سیاه‌پوستی درگذشت&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Jun 2008 09:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alifrench&amp;postid=183</comments>
<dc:creator>alifrench</dc:creator>
<guid>http://alifrench.blogfa.com/post-183.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
