|
نام تو خواب را بر هم مي زند آب را توفان ميكند كلامت قانون است خرد در مصاف عزم تو جنون تنها واژه ی تو خون است ، خون اي خداگون!
*** خون تو بر كلمه فزون است خون تو در بستري از آن سوي كلام فراسوي تاريخ بيرون از راستاي زمان مي گذرد خون تو در متن خدا جاري است
*** خط تو با خون تو آغاز مي شود از آن زمان كه تو ايستادي دين راه افتاد و چون فرو افتادي حق برخاست
و تو شكستي و " راستي " درست شد و از روانه ي خون تو بنياد ستم سست شد
چهارم محرم الحرام ۱۴۳۰ |
تو راز مرگ را گشودی کدام گره ، با ناخن عزم تو وا نشد؟ شرف به دنبال تو لابه کنان می دود
تو فراتر از حميتي نمازي ، نيتي يگانه اي ، وحدتي
آه اي سبز! اي سبز سرخ!
اي شريفتر از پاكي نجيب تر از هر خاكي اي شيرين سخت اي سخت شيرين!
تو دهان تاریخ را آب انداخته ای ای بازوی حدید شاهین میزان مفهوم کتاب ، معنای قرآن!
نگاهت سلسله تفاسیر، گام هایت وزنه ی خاک و پشتوانه ی افلاک
كجاي خدا در تو جاري ست كز لبانت آيه مي تراود؟ |