بغداد , ویرانه های پرخاطره...
Je m' appelle bagdad

J’ai vécu heureuse  Dans mes palais D’or noir et de pierres précieuses Le Tigre glissait Sur les pavés de cristal Mille califes se bousculaient Sur mes carnets de bal On m’appelait La Cité pleine de grâce Dieu Comme le temps passe On m’appelait Capitale de lumière Dieu
Que tout se perd
|
شاد میزیستم در قصرهای طلایی و جواهر نشانم آنجاکه چنگالهای ببر بر روی سنگفرشهای بلورینش سر میخورد و خلفای بسیار در دیوانهای باشکوهش از مسند خود فرو می لغزیدند مرا دیار بخشش خداوند مینامیدند یایتخت نور و سرور بغداد پر غرور اما امروز از پای افتاده ام در زیر شنی تانکها و آبادیم به یغما رفته در آتش خشم زره پوشها مرا زمانه بغداد نامیده ملکه از ریخت افتاده از یادشهرزاد قصه گو فراموش شده اجسامم چونان گدایان بر خاک افتاده ارواح من در زیر بولدوزرها زیر و رو شده میگریم برای زیبایی از دست رفته این روح من است که میکشند در زیر سنگهای دود گرفته قصه های هزار ویکشب دیگر برای کسی دل انگیز نیست همه آنها نابود شده ... | Je m’appelle Bagdad Et je suis tombée Sous le feu des blindés Sous le feu des blindés Je m’appelle Bagdad Princesse défigurée Et Shéhérazade M’a oubliée Je vis sur mes terres Comme une pauvre mendiante Sous les bulldozers Les esprits me hantent Je pleure ma beauté en ruine Sous les pierres encore fumantes C’est mon âme qu’on assassine On m’appelait Capitale de lumière Dieu Que tout se perd Je m’appelle Bagdad Et je suis tombée Sous le feu des blindés Sous le feu des blindés Je m’appelle Bagdad Princesse défigurée Et Shéhérazade M’a oubliée Mes contes des mille et une nuits N’intéressent plus personne Ils ont tout détruit Je m’appelle Bagdad Et je suis tombée Sous le feu des blindés Je m’appelle Bagdad Princesse défigurée Et Shéhérazade M’a oubliée
[ +]
نوشته شده توسط
علی حقيقت در
یکشنبه 9 تیر1387 و ساعت 10:31
ايميل نويسنده
|

موسیقی فیلم (Amelie/Bleu/Rouge)
موسیقی فیلم : Amelie Poulain
آهنگساز : Yann Tiersen
محصول :۲۰۰۱
Télécharger
موسیقی فیلم : Bleu
آهنگساز : Zbigniew Preisner
Télécharger
فیلم Rouge یکی دیگر از سه گانه های رنگهاست. این فیلم در سه اپیزود قرمز آبی و سفید ساخته تحسین برانگیز کیشلوسکی است .
موسیقی فیلم : Rouge
آهنگساز : Zbigniew Preisner
Télécharger
[ +]
نوشته شده توسط
علی حقيقت در
چهارشنبه 10 مرداد1386 و ساعت 2:1
ايميل نويسنده
|

"طبيعت زيبا را بنگر و به روحت آرامش ببخش . عشق خواهان بهترين چيزهاست و برای آن دلايل خوبی دارد." 
اين جمله قسمتی از نامه ی هنرمندی موسيقيدان است که در تنهايی زيست و سمفونی هايش را محرم رازهايش ساخت. اين که مخاطب اين نامه چه کسی بوده ، برای هيچ کس آشکار نيست ، اما اين حضور واقعی ، يا حتی رويايی به حدی نيرومند بوده است که دستان يک مرد را روی کليدهای پيانو قرار می داد و با حرکات موزون انگشتان ، آهنگ هايی را به وجود می آورد که در تاريخ جاودانه شد. تنها بتهوون می داند راز اين حضور الهام بخش چه بوده است.
" لودويگ ون بتهوون" روز هفدهم دسامبر 1770 اولين آهنگ زندگی اش را شنيد و چشم هايش را در خانه قديمی شان واقع در "بن" گشود. خانواده او در اصل بلژيکی بودند ، پدرش يک خواننده و آهنگساز لااُبالی بود که هميشه تلاش می کرد از راههای آسان ، هزينه زندگی خانواده اش را تامين کند ؛ اما مادرش زنی آرام بود که به فرزندانش عشق می ورزيد. خانواده بتهوون از 5 کودک تشکيل می شد، اما در ميان آنها تنها 3 پسر شانس ادامه حيات يافتند. لودويگ همواره درباره زمان دقيق تولدش ترديد داشت . او در شرايطی به دنيا آمد که والدينش داغدار مرگ برادرش "لودوينگ ماريا" بودند و اين غم تا پايان عمر بر زندگی "بتهوون" سايه افکند . او به سرعت دريافت پدر ، غمگين مرگ برادر است و کوچکترين شيطنتی از جانب وی کافی است تا خشم پدر را برانگيزد. مادرش پيوسته داستان هايی از پدر بزرگش "کپل ميستر" روايت می کرد ، تا پندارهای مثبت از يک مرد را در ذهن کودکش پديد آورده و جديت و خشم بی مورد پدر را در سايه آنها پنهان کند و در نهايت پدر بزرگ به الگوی زندگی لودويگ تبديل شد. نخستين آموزش های موسيقی او در سن 5 سالگی آغاز شد. " يوهان ون بتهوون" اعتقاد داشت ، به سرعت می تواند اين کودک را به عنوان پديده دنيای موسيقی به جهان معرفی کند. به همين خاطر آموزش پيانو را از سنين خردسالی آغاز کرد."جرالد وگلر" دوست " لودويگ" به خاطر دارد که گهگاه از شيشه پنجره به منزل دوستش نگاه می کرد ، می ديد که او روی چارپايه ای قرار دارد و به سختی نوک انگشتانش را برای اجرای درس هايی که از پدر آموخته است ، به پيانو می رساند . اين تجربه بعدها به يکی از تلخ ترين خاطرات "بتهوون" تبديل شد ، چرا که پايان کلاس های آموزش پدر ، همواره با گريه کودک 5 ساله همراه بود . پدر او تلاش می کرد "بتهوون" را به عنوان نابغه به مردم معرفی کند و از اين راه امرار معاش کند ، او سرانجام کنسرتی ترتيب داد که در آن"لودويگ " به نواختن پيانو پرداخت . او کودک با استعدادی بود ، اما در آن سنين نشانی از نبوغ نداشت.
ادامه مطلب
[ +]
نوشته شده توسط
علی حقيقت در
یکشنبه 7 اسفند1384 و ساعت 19:8
ايميل نويسنده
|

راهنماي مجموعه آثار ولفگانگ آمادئوس موتزارت
"مثل اين است که از پنجره با تحسين به کودکي نابغه مي نگري که در حال بازي و سخن گفتن با خود است."
موتزارت در طول سي و پنج سال عمر خود که بيش از بيست و پنج سال آن با خلاقيت و پرباري توأم بوده، بيش از ششصد اثر در کليه ي زمينه هاي موسيقي سازي و آوازي تصنيف کرده است که در اين مختصر، فهرستي از اين آثار آورده مي شود:
آثارسازي (براي يک يا چند ساز و يا ارکستر کامل)
(1)- سمفوني ها – مجموعاً 43 سمفونيکه نخستين آن را موتزارت در سال 1764، آن زمان که فقط هشت سال داشته تصنيف کرده و آخرين آن را در سال 1788، سه سال قبل از مرگش به پايان رسانيده است. يازده سمفوني آخرين از قدرت و انسجام و شهرت و مقبوليت بيشتري برخوردار است و مرتباً در سالنهاي کنسرت سراسر دنيا نواخته مي شود. مشخصات اين يازده سمفوني به شرح زير است:
1- سمفوني شماره 31 در رماژور (پاريس) 297.k
2- سمفوني شماره 32 در سل رماژور 318.k
3. سمفوني شماره 33 در سي بمل ماژور 319.k
4. سمفوني شماره 34 در دو ماژور 338.k
5. سمفوني شماره 35 در ر ماژور (هافنر) 385.k
6. سمفوني شماره 36 در دو ماژور (لينز) 425k.
7. سمفوني شماره 37 در سل ماژور k. 425a
8. سمفوني شماره 38 در ر ماژور (پراگ) 504 k.
9. سمفوني شماره 39 درمي بمل ماژور 543k.
10. سمفوني شماره 40 در سل مينور 550k.
11. سمفوني شماره 41 در دو ماژور (ژوپيتر) k.551
ادامه مطلب
[ +]
نوشته شده توسط
علی حقيقت در
سه شنبه 25 بهمن1384 و ساعت 21:16
ايميل نويسنده
|

|