تبليغاتX
مقالات جذاب از بهترینهای دنیای زبان و ادبیات فرانسه_فارسی 12 or 24 hours timer

رویای یک فرانسوی
مقالات جذاب از بهترینهای دنیای زبان و ادبیات فرانسه_فارسی

فرانسه مقام برتر توريسم اروپا  

بيشترين توريست هاي جهان درسال 2007 به فرانسه رفتند و فرانسه مقام اول جدول مقاصد گردشگري جهان درسال2007 را بدست آورد. 

فرانسه با رشد بيش از 6/3 درصد توليد ناخالص ملي مقام اول مقاصد گردشگري جهان شد.
براساس گزارشی که از سوي وزارت دارايي فرانسه منتشر شد اين کشور به رغم افزايش قدرت يورو و بدون اينکه علايمي از کاهش بازديدکنندگان مناطق خارج از اتحاديه اروپا تا به حال گزارش شده باشد، توانسته است سود ناخالص ملي اين کشور را افزايش دهد.
با اين همه سهم توريسم در سود ناخالص ملي فرانسه نسبت به دهه هاي گذشته درحدود 7.3 درصد کاهش داشته است و اين نشان مي دهد که رشد بخش گردشگري نسبت به آهنگ رشد اقتصاد کلان اين کشور آهنگ کندي داشته و قدري عقب افتاده است.
طبق همين گزارش به رغم نوعي توقف در مسير رشد قدرتمند توريسم جهاني وزير اقتصاد فرانسه هفته گذشته اعلام کرد که درصدد ايجاد محرک هاي بيشتري براي جذب گردشگران بيشتر به فرانسه است. کشورهاي فرانسه و سپس ايتاليا با افزايش 4 درصدي در جذب گردشگر؛ همچنان دو مقام برتر کشورهاي قاره اروپا هستند.
به گزارش کميسيون سفر اروپا و بنابر آخرين بررسيهاي انجام‌شده توسط محققان اين کميسيون، فرانسه همچنان قدرتمندانه موقعيت برتر خود را با افزايش 4 درصدي در جذب توريست خارجي به اين کشور حفظ کرده است. بنابه همين گزارش؛ ايتاليا نيز باتوجه به رشد نزديک به 4 درصد تعداد بازديدکننده؛ مقام برتر ديگر در توريسم اروپاست. درحالي که آلمان از نظر تعداد توريست خارجي تنها 3 درصد رشد را نشان مي دهد.
اروپا در سال گذشته مجموعا نزديک به 20 ميليون بازديدکننده داشته است که نزديک به نيمي از مجموع رشد توريسم جهاني است.
به گزارش کميسيون سفر اروپا؛ مسابقات ورزشي نظير جام جهاني راگبي در فرانسه نقش مهمي در افزايش آمار سفر اروپا طي سالهاي اخير داشته است. در اين ميان؛ مقاصد گردشگري بزرگ اروپا همچنان به جذب گردشگران بيشتر ادامه مي دهند که بيشترين ميزان رشد در مونته نگرو، صربستان، ايسلند و ترکيه مشاهده شده است.

توريسم فضايي فرانسویها
سرعت بيشتر و کاهش هزينه 
 
شهر بوردو در جنوب فرانسه ماه گذشته ميزبان يک سمپوزيم بين المللي در زمينه توريسم فضايي بود که نشان مي دهد اين نوع از گردشگري بيش از پيش از صورت تخيل به واقعيت پيوسته است.
اين سمپوزيوم که اولين نمونه از نوع خود تلقي مي شود، اتفاقي است که به گفته ناظران حکايت از آن دارد که اين شکل از سفر به زودي و بيش از پيش از حوزه داستان هاي علمي – تخيلي خارج شده و صورت واقعي به خود مي گيرد.
با فروش اولين بليت سفرهاي فضايي در سال 2005 اين موضوع شکل جدي به خود گرفت اما برگزاري اين سمپوزيم در فرانسه و گردآمدن متخصصان از سرتاسر جهان مقدمه اي بر جلب توجه بيشتر و متمرکز تر افکار عمومي بر اين  شکل از توريسم  است.
اکنون در ميان تمام مردمان متمول و ثروتمند اين امري رايج شده است که تنها با يک کليک مکان مناسب خود را در بر روي يکي از اولين پروازهاي خارج از مدار زمين که توسط سفينه هاي فضايي در شرکت هوايي ويرجين کالاگتيک صورت مي گيرد، رزرو کنند.
شرکت ويرجين گالاکتيک در اصل متعلق به يک ميلياردر انگليسي به نام ريجارد برانسون است اين متقاضيان سفرهاي فضايي را قرار است در سال 2009 يا 2010 روانه فضا کند.
بنابر همين گزارش و به گفته ژآن لو ويباکس؛ مشاور مسافران جهاني در آژانس سفرهاي فضايي، تاکنون 250 نفر از سراسر دنيا براي خريد بليت ثبت نام کرده اند که دو تن از اين متقاضيان از کشور فرانسه بوده اند.
پروژه هاي ديگري نيز در خطوط هوايي  ديگري ازجمله با مشارکت شرکت يک شرکت امريکايي با همکاري شرکت "استريوم" که زيرمجموعه شرکت صنايع فضايي و دفاعي اروپاست، در دست اقدام است که انتظار مي رود تا سال 2025 سالانه بيش از 15000 مسافر را به استفاده از خدمات سفر فضايي خود جلب کند.
هزينه بسياري گران اين سفرها هنوز موضوعي است که سبب مي شود اين نوع مسافرت تنها ويژه ثروتمندان باشد.
"هوگو لاپورته ويوادا"، مدير پروژه استريوم دراين باره مي گويد:« درحال حاضر هزينه سفرهاي فضايي در مقايسه با ميانگين سطح دستمزدها بسيار گران و سنگين است اما بايد درنظر گرفت که اين تازه اول ماجراست. فراموش نکنيم که در روزهاي اوليه آغاز حمل و نقل هوايي هم هزينه بليت براي يک مسافرت در حد متوسط تا سال ها بسيار بالاتر و سنگين تر از ميانگين دستمزدها بود.»
به گفته مسئولان اين شرکت؛ قرار است تا سال 2013 ماشين هاي نقليه در اين سفرها افزايش يابد به نحوي که بتوان آنها را از فرودگاه هاي سنتي و عادي روانه فضا کرد.
به گفته کريستف بونال مهندس و از اعضاي آکادمي بين المللي علوم کيهان نوردي که از برگزارکنندگان اين سمپوزيوم سفرهاي فضايي است، هم اکنون در حدود 30 پروژه در دستور کار متخصصان قرار گرفته که ازاين ميان 4 يا 5 پروژه هم اکنون از رشد و توسعه مناسبي برخوردار بوده اند.
به گفته بونال سفرهاي فضايي که تاکنون صورت گرفته داراي چندمرحله است که نخست فاز سفر در مدار زمين است که شامل صدها کيلومتر پرواز بر فراز سطح دريا و سپس سفر کوتاهي به فضاست در فاز بعد مرحله بي وزني است که در اين مرحله خورشيد و ستارگان همه سياه و تيره مي شوند و سپس مرحله بازگشت به مدار زمين است.
مرحله آغازين پرواز درست همانند بلند شدن هواپيماهاي عادي از فرودگاه هاست. سپس يک موتور راکت سفينه و مسافران را به سوي خارج از جو زمين پيش مي برد. در مرحله بي وزني اين موتور بسته مي شود و مسافران درحالت شناور به مشاهده صحنه هاي شگفت و بديع فضا قرار مي گيرند.

[+] نوشته شده توسط علی حقيقت در سه شنبه 15 مرداد1387 و ساعت 14:11 ايميل نويسنده |

«افسانه سیزیف» به روایت آلبر کامو 

خدایان سیزیف را محکوم کرده بودند که دائما سنگی را به بالای کوهی بغلتاند، تا جائیکه سنگ بخاطر وزنش به پایین می‌افتاد.آنها به دلائلی فکر می‌کردند که تنبیه وحشتناک تری از کار عبث و بی امید وجود ندارد.
اگر کسی به هومر معتقد باشد، سیزیف خردمندترین و محتاط ترین موجودات فانی بود. هرچند، بنا بر روایتی دیگر، او مایل بود تا حرفه راهزنی را بیازماید. من تضادی در این امر نمی‌بینم. عقاید مختلفی وجود دارد که چرا او کارگر پوچ و عبث جهان زیرین شد.
اولا، او متهم به سبک سری در رفتار با خدایان است. او اسرارآنان را دزدید. اگینا، دختر اسوپوس، توسط ژوپیتر ربوده شد. پدرش از ناپدید شدن او به هراس آمده و به سیزیف شکایت برد. او که از جریان ربودن باخبر بود، به این شرط حاضر شد ماجرا را بگوید که اسوپوس به قلعه کورینث، آب برساند. به خاطر آذرخش های آسمانی، او برکت آب را ترجیح داد. به همین دلیل او در جهان زیرین تنبیه شد. هومر همچنین می‌گوید که سیزیف، مرگ را در زنجیر کرده بود. پلاتو نمی‌توانست منظره فرمانروایی ویران و ساکت او را تحمل کند. او خدای جنگ را گسیل داشت تا مرگ را از دستان اشغالگر آزاد سازد.
گفته می‌شود که سیزیف وقتی نزدیک به مرگ بود، بطور بی ملاحظه ای می‌خواست عشق زن خود را بیازماید. او به زنش فرمان داد که بدن دفن نشده خود(سیزیف) را در وسط میدان عمومی‌قرار دهد. سیزیف در جهان زیرین بیدار شد و آنجا درحالی که از فرمانبرداری بسیارمتضاد با عشق انسانی رنج می‌برد، این اجازه را از پلاتو گرفت که به زمین برگردد تا زن خود را ملامت کند. ولی وقتی دوباره چشمش به دنیا باز شد، از آب و خورشید، سنگ های گرم و دریا لذت برد،دیگر نمی‌خواست به آن تاریکی دوزخ وار برگردد. فراخوانی ها،علائم خشم و اخطارها هیچ کدام کارگر نیفتاد. سالهای زیاد دیگری را هم با انحنای خلیج، دریای تابان و لبخند زمین زندگی کرد.
حکمی‌از جانب خدایان ضروری به نظر می‌رسید. عطارد آمد و گریبان مرد گستاخ را گرفت، او را از لذات خود جدا ساخت و به زور به جهان زیرین برد، جائی که سنگش انتظار او را می‌کشید.
تا حالا دریافته اید که سیزیف، فرمان پوچی است. او همانقدر که لذت می‌برد، عذاب می‌کشد. تمسخر خدایان از جانب او، نفرت او ازمرگ و اشتیاق او برای زندگی، آن مجازات وصف ناشدنی را برای او به ارمغان آورد که تمام وجودش باید برای انجام دادن هیچ، بکار رود. این هزینه ای است که باید برای اشتیاق به زندگی پرداخته شود. چیزی از دنیای زیرین درباره سیزیف به ما گفته نشده است.
افسانه ها برای تصورات بوجود می‌آیند تا در آنها روح بدمند. درمورد این افسانه، تمام تلاش یک شخص برای بالابردن یک سنگ عظیم،چرخاندن آن و هل دادن آن به سمت بالا روی یک سطح شیب دار برای صدها بار را می‌توان دید؛ صورت رنجور، گونه چسبیده به سنگ،شانه هایی زیر توده ای از خاک، پاهای از هم وارفته، شروع دوباره با بازوان گشاده و تمام امنیت انسانی دستان پینه بسته را می‌توان دید. در پایان تلاش بی پایان او در فضا و زمان بی نهایت، هدف برآورده می‌شود. آنگاه سیزیف می‌بیند که سنگ در چند لحظه به سمت دنیای پائین تر می‌غلتد و به جایی می‌رود که دوباره باید آنرا به سمت قله راند. او دوباره به پائین برمی‌گردد.
در طی این بازگشت، این وقفه، است که سیزیف نظر مرا به خود جلب می‌کند. صورتی که بدین حد به سنگ ها نزدیک است و رنج می‌کشد،خودش اکنون سنگ شده است! مردی را ببینید که با گامهایی سنگین و درعین حال شمرده به عذابی بازمی‌گردد که هیچگاه پایان آنرا نخواهد دانست. آن موقع مثل مکثی که با رنج او فرا می‌رسد، زمان هوشیاری است. در تک تک آن لحظات که او ارتفاعات را ترک می‌کند و تدریجا به کنار خدایان کشیده می‌شود، مافوق سرنوشت خود قراردارد. او از سنگ خود سخت تر است.
اگر این افسانه غم انگیز است، بخاطر اینست که قهرمان آن هشیار است. در واقع اگر در هر قدم، امید موفقیت به او دلگرمی‌می‌دهد، شکنجه ای وجود دارد؟ کارگر امروزی، در هرروز زندگی اش کار یکسانی می‌کند و سرنوشت او کمتر از سرنوشت سیزیف، پوچ نیست. ولی فقط در لحظات نادری، غم انگیز می‌شود که هشیاری وجود دارد. سیزیف، کارگر خدایان، ناتوان و سرکش، تمام جزئیات وضعیت تأسف آور خود را می‌داند: این چیزی است که درطی هبوط خود به آن می‌اندیشد. روشن بینی که قرار بود شکنجه او باشد، به تاج پیروزی او تبدیل می‌شود. هیچ سرنوشتی وجود ندارد که نتوان با استهزا بر آن فائق آمد.
بنابراین اگر هبوط، بعضی مواقع با غضه همراه بود، می‌تواند با شادی نیز همراه باشد. این حرف زیادی نیست...


ادامه مطلب
[+] نوشته شده توسط علی حقيقت در چهارشنبه 26 تیر1387 و ساعت 9:16 ايميل نويسنده |

Aleksander voisard 

بررسی زندگي و شعر الكساندر ووازارد

الکساندر ووازارد شاعر مجموعه هاي " آزادي در سپيده دم " ، "بصيرت" ، " از خطر رسته ها" ، "گفتار کردارها" ، "تمام زندگي رازيستن" ، " تماماً کودکي" در سال 1930 در کورت لووان سوئيس ديده به دنيا گشود.
پدرش معلم بود و مادرش زني کوه نشين و صادق. پس از تحصيلاتش، به کارهاي گوناگوني مي پردازد، به تئاتر، به کار در اداره پست، در صنعت و در کتاب فروشي.
بعد از دوره اي فعاليت سياسي نماينده امور فرهنگي" ري پابليک "république  و بخش ژورا canton dugura مي شود. همچنين او معاون رئيس بنياد فرهنگي پرو الو سي آ مي شود.
سپس به زادگاهش، کورت لووان "courte levant " باز مي گردد و در آنجا بود که تمام وقتش را صرف نوشتن مي کند.
از سال 1990 به عضويت آکادمي مالارمه در پاريس در مي آيد.
به او لقب هايي متفاوت داده اند، مثل "شاعر عشق" ، " شاعر طبيعت" ، " شاعر سياست " و وازار همه ي اين عنوان ها را رد مي کند. او تنها به لقب" شاعر آزادي" افتخار مي کند. همچنين او را اولين شاعر اکولوژيست بعد از" سن فرانسواآسيز" ناميده اند .
انتشار مجموعه" آزادي در سپيده دم" liberté a l'aube  در ادبيات فرانسه زبان سوئيس در نيمه دوم قرن حادثه اي قابل ملاحظه است .
اين اثر به نوعي" مشارکت در نبرد ژورا gura براي رسيدن به استقلال بود که حاصل آن جمهوري و استقلال ژورا بود .
طي جنگ دوره مقاومت فرانسه، هرگز، اثري با اين درجه" تعهد" زاده نشد، همينطور در سوئيس .
اين ادبيات ،يادآور تغزل متعهد" lyrisme engagé " فرانسه است فرانسه اي که زير چکمه هاي نازي بود .
شعر الکساندر ووازار، تريبون يک ملت بود در دفاع از استقلال .
پر واضح است که شعري با اين درونمايه ِاز پر مخاطب ترينهای ادبيات دنيا به حساب آيد.

گزیده اشعار را با ترجمه زیبای خانم آسيه حيدري شاهي سرائي در ادامه مطلب بخوانید...


ادامه مطلب
[+] نوشته شده توسط علی حقيقت در جمعه 14 تیر1387 و ساعت 10:57 ايميل نويسنده |

اصلاحات در نظام آموزشي فرانسه  

  • سال جديد تحصيلي فرانسه با ورود 12ميليون و 68هزار و 200دانش آموز
    اين دانش آموزان در 67هزار و 77مدرسه زير نظر 878هزار و 947معلم، تحصيلات خود را پي مي گيرند.
    رييس جمهوري فرانسه برخلاف سال هاي گذشته که رسم بود وزير آموزش و پرورش به مناسبت آغاز سال تحصيلي پيامي ارسال کند، امسال خود راسا با ارسال و قرائت پيامي خواستار تحکيم مباني آموزشي اين کشور شد که بيشتر نظام آموزش مدارس راهنمايي را نشانه رفته است.

پيشينه نظام آموزشي فرانسه

نظام آموزشي موجود يا همان «مدارس راهنمايي يگانه» که در زمان «والري ژيسکاردستن» و وزارت «هابي» در آموزش و پرورش فرانسه و به نام همين وزير شهرت يافته است، در 11ژوييه 1975با تصويب قانون تاسيس نظام آموزشي يگانه ابلاغ شد و بر اساس آن مدارس راهنمايي در متن نظام آموزشي متولد گرديد.
بر اساس اين قانون، مقرر شد تا دانش آموزان پس از اتمام و دريافت گواهي نامه دوره دبستان يک دوره چهار ساله راهنمايي که به «بروه» شهرت دارد را نيز بگذرانند.
دانش آموزان فرانسوي همچنين ناگزيرند پس از گذراندن دوره راهنمايي، ادامه تحصيل خود را در سه حوزه آموزش عمومي، فني و حرفه اي دنبال کنند تا به مدرک ديپلم متوسطه ختم شود (نظام آموزش عمومي ايران و بسياري کشورهاي ديگر نيز برگرفته از همين تقسيم بندي است).
اين قانون در سال هاي اخير دستخوش تغييراتي شده ولي کليت آن حفظ شده است و تلاش مي شود تا بر غناي آن افزوده شود.
در حقيقت تاسيس مدارس راهنمايي در فرانسه ناشي از نياز پس از جنگ بود تا ابتدا يک آموزش عمومي و مباني عمومي و حرفه اي کار و دانش در اختيار همه افراد جامعه قرار گيرد و در مرحله بعد دانش آموزان خود را براي ورود به مرحله تخصصي دبيرستان و آمادگي براي آموزش هاي فني تر آماده سازند.
مراحل ترکيب دو سطح آموزشي و تربيتي نيز در مدارس راهنمايي پيش بيني شد و براي هر مدرسه راهنمايي، مرکز اسنادي سمعي و بصري پيش بيني شده بود تا دانش آموزان و اساتيد بتوانند با مشارکت نزديک با هم راه آينده را آسانتر تصوير کنند.
سارکوزي نتايج اين راه 30ساله را موفق ارزيابي نمي کند و منتقدانه در پي آن است که آموزش عمومي فرانسه بايد با نياز فرزندان مطابقت داشته و شايسته آنان باشد.


ادامه مطلب
[+] نوشته شده توسط علی حقيقت در دوشنبه 9 اردیبهشت1387 و ساعت 13:56 ايميل نويسنده |

مباحثه بی مطالعه!!! 

"چگونه در مورد کتابهایی که نخوانده‌اید، صحبت کنید؟" عنوان کتابی است از "پروفسور پیر بایارد" استاد دانشگاه ادبیات فرانسه که پرفروش‌ترین کتاب سال فرانسه شده است.  

"پیر بایارد" اعتقاد دارد مردم وقتی یک کتاب را می خوانند، حتی فراموش می‌کنند که چرا از ابتدا شروع به خواندن آن کرده اند.

در فصل اول این کتاب 208 صفحه ای، نویسنده کتاب های خوانده نشده را به چهار دسته تقسیم می کند. دسته اول کتابهایی که برای ما ناشناخته اند، دسته دوم کتاب هایی که به صورت گذری به آنها نگاه کرده ایم، دسته سوم کتاب هایی که درباره آنها شنیده ایم و دسته چهارم کتاب هایی که آنها را فراموش کرده ایم. نویسنده هیچ استثنایی در این مورد باقی نمی‌گذارد، حتی در مورد کتاب‌هایی که خود او نوشته است.

در فصل دوم این کتاب در مورد روابط اجتماعی و گفتگو در بین مردم صحبت شده است. نویسنده اعتقاد دارد انسان ها اغلب عادت دارند، در مورد کتاب‌هایی که نخوانده اند، اظهار نظر کنند و این اظهار نظرها را بدون اینکه حتی نویسنده یا موضوع اصلی کتاب را بدانند، انجام می‌دهند.در فصل سوم و نهایی کتاب به بررسی عواملی که موجب می شود بدون مطالعه کتاب ها در مورد آنها اظهار نظر کنیم، پرداخته شده است. "پیر بایارد" اعتقاد دارد اولین مساله‌ای که باعث می‌شود در مورد کتاب های خوانده نشده اظهار نظر کنیم، احساس شرمندگی و خجالت از نخواندن آن است!

اما دومین مورد مساله" شجاعت اظهار نظر شخصی" در مورد کتابی است که هیچ گاه آن را نخوانده ایم. در سومین مورد نیز نویسنده اعتقاد دارد، کسانی که کتابی را نخوانده اند با شدیدترین حالت، کتاب را با دیدگاه خود تطبیق می‌دهند یا نقد می‌کنند در حالی که هیچ ارتباطی با اصل کتاب ندارند!


ادامه مطلب
[+] نوشته شده توسط علی حقيقت در دوشنبه 13 اسفند1386 و ساعت 0:12 ايميل نويسنده |

اخبار ادبی فرانسه (3) 

جان سوخته، در دانشگاه تهران

مبارزه طبقاتی در فرانسه

رونمایی از آرشیو اسناد "نورمن میلر"

"چه چیزی از خون‌آشامان می‌دانم" برنده قدیمی‌ترین جایزه اسپانیا

 من دانای کل هستم

میشوی بزرگ

تجلیل از دو اسلام‌شناس اسپانیایی

"تو خودت را دوست نداری" مهشید نونهالی 

36 میلیون یورو برای گسترش ادبیات فرانسه

[+] نوشته شده توسط علی حقيقت در سه شنبه 2 بهمن1386 و ساعت 11:50 ايميل نويسنده |

جوايز ادبي فرانسه 

در فرانسه جوايز ادبي بسياري اعطاء مي‌شود كه اهميت فراوان دارد. در زمان حاضر هفتصد جايزه و پاداش ادبي هست كه صدوهشتاد تاي آنها در خارج از پاريس اعطاء مي‌گردد. دويست‌ و سي‌وسه جايزه مخصوص ادبيات عمومي، هشتادوپنج جايزه براي رمان، شصت‌وسه جايزه براي آثار تاريخي و نودويك جايزه مخصوص كتاب‌هاي متفرقه. در اينجا از جوايزي ياد مي‌كنيم كه اهميت زيادتري دارند. صورت همه جوايز فرانسه را ارباب تحقيق مي‌توانند در «راهنماي جوايز ادبي» كه هر سال به وسيله منتشر مي‌شود، بيابند.

جوايز آكادمي فرانسه

آكادمي فرانسه هر سال جوايز متعددي اعطاء مي‌كند كه دو تاي آنها را معرفي مي‌كنيم. بنياد اين آكادمي در قرن هفدهم نهاده شد و جوايز آن سالهاست كه اعطاء مي‌شود.

جايزه بزرگ ادبيات

اين جايزه ادبي در سال 1912 مقرر شد و آن را به شاعر يا نويسنده‌اي اعطاء مي‌كنند كه يك يا چند اثر ممتاز و با مضمون و سبكي عالي عرضه كرده باشد. مبلغ جايزه ا زده هزار فرانك در 1912 تا پانصد هزار فرانك در 1958 تغيير كرده است و بيشترين مبلغي است كه از طرف، آكادمي فرانسه به عنوان جايزه داده مي‌شود. در اينجا نام چند تن از برندگان سال‌هاي مختلف را مي‌بينيد.

جايزه رمان Prix de Roman

اين جايزه آكادمي فرانسه از سال 1915 تاكنون به منظور امتياز بخشيدن رمان‌نويس جواني كه يك اثر عالي تخيلي عرضه كرده باشد، همه ساله اعطاء شده است. مبلغ جايزه از پنج هزار تا سيصد هزار فرانك تغيير كرده است. اين جايزه هميشه مورد توجه دوستداران ادبيات بوده است و كتابي را كه برنده «جايزه رومان» شناخته شود معمولاً در مدتي كوتاه به اكثر زبان‌هاي زنده دنيا ترجمه و منتشر مي‌كنند.

جايزه ترجمه دنيس كلروئن

اين جايزه كه نخستين بار در سال 1946 اعطاء شد به ياد دنيس كلروئن، مترجم ممتاز ادبي نامگذاري شده است. دنيس در طي جنگ به واسطه همكاري با نيروي مقاومت فرانسه تبعيد گرديد و در يك بازداشتگاه آلماني مرد، جايزه ترجمه را در فواصل نامعيني، معمولاً هر دو سال يكبار، براي ترجمه‌اي عالي از زبان فرانسوي به انگليسي و بالعكس اعطاء مي‌كنند. اين جايزه مخصوص ترجمه‌هايي است كه از زبان انگليسي به فرانسوي انجام مي‌‌گيرد، مبلغ آن پنجاه هزار فرانك و با يك مدال همراه است. چند داور معمولاً در ماه دسامبر هر سال در مورد انتخاب اثر برنده از بين آثار ادبي كه نخستين بار در سال قبل به زبان فرانسوي منتشر شده است تصميم مي‌گيرند. در مورد ترجمه‌هايي كه از زبان فرانسوي به انگليسي مي‌شود يك كميته مختلط انگليسي و آمريكايي در لندن و نيويورك رأي مي‌دهد.

جايزه فمينا Prix Femina

جايزه فمينا كه مبلغ آن پنج هزار فرانك است در سال 1904 به وسيله گروهي از بانوان نويسنده فرانسوي و «مجله فمينا» و «ويا ورز» بنياد نهاده شد. در سال‌هاي اخير مجله «وي پراتيك» جاي مجله «وي اورز» را گرفت. اين جايزه تاكنون به نام‌هاي «جايزه فمينا ـ وي اورز» و جايزه فمينا ـ پراتيك شناخته شده است. جايزه به عالي‌ترين كتاب سال كه به وسيله زن يا مردي نويسنده به زبان فرانسوي نوشته شده باشد اعطاء مي‌شود. اثر منتخب بايد مبين قدرت خلاقه نويسنده يا داراي انسجام و اصالتي مبشر آتيه درخشان وي باشد. اين جايزه فقط مخصوص رمان و داستان است و تنها به يك نفر تعلق مي‌گيرد. هر سال در ماه دسامبر گروهي از بانوان فاضل به داوري در مورد كتاب برنده مي‌پردازند. كتاب‌هايي كه براي ارائه به هيأت داوران تعيين مي‌گردد در طي چند جلسه به وسيله گروه مذكور انتخاب مي‌شود.

 جايزه گنكور prix Gone court

جايزه گنكور كه مبلغ آن پنج هزار فرانك است با سابقه‌اي ممتد يكي از مهمترين جوايز ادبي فرانسه است. آكادمي گنكور كه اين جايزه را اعطاء مي‌كند در سال 1903 به وسيله ژول و ادموند دو گنكور مؤسسات مكتب «امپرسيونيسم» در داستان‌نويسي، بنياد نهاده شد. آكادمي متشكل است از ده عضو ثابت كه همه صاحب درجات رفيع در ادبيات هستند و جايزه را به «بهترين اثر منثوري كه در طي سال منتشر شده و به نيكوترين وجه مبين جواني و جرأت و استعداد باشد» اعطاء مي‌كنند. اين جايزه معمولاً به نويسندگان جوان تعلق مي‌گيرد و سعي مي‌شود كه آن را به نويسندگان مشهور و شناخته شده بدهند.

جايزه انتراليه

جايزه انتراليه هر سال در ماه دسامبر، در حدود يك هفته بعد از اعلام جايزه گنكور براي بهترين رمان سال اعطاء مي‌شود. رمان برنده بايد مضموني جهاني و همه‌پسند داشته باشد. براي جايزه هر نويسنده‌اي را ممكن است نامزد كنند اما روزنامه‌نگاران مقدم داشته مي‌شوند. اعطاي جايزه كه با مهماني ناهار همراه است، نخستين بار در سال 1930 به وسيله جمعي ژورناليست كه در مورد برنده داوري مي‌كنند انجام گرفت. جايزه نقدي نيست:

جايزه پي‌ير كنت دونوي

اين جايزه كه در سال 1953 به ياد پي‌ير كنت دونوي بنياد نهاده شد، براي اثري فلسفي، علمي يا ترجمه احوال بزرگان اعطاء مي‌شود. اثر منتخب بايد در مورد حيات معنوي عصر ما و دفاع از عظمت انسان داراي اهميتي خاص باشد. متن اثر مي‌تواند در اصل به هر زباني باشد، اما لازم است كه در طي دو سال پيش از اعطاي جايزه به زبان فرانسوي يا انگليسي منتشر شده باشد. همه ساله اين جايزه را يك سال در پاريس براي كتابي كه به زبان فرانسوي و در فرانسه انتشار يافته باشد و سال بعد در نيويورك براي كتابي كه در انگلستان يا كشورهاي متحده آمريكا منتشر شده باشد، اعطاء مي‌كنند، مبلغ جايزه پانصد دلار است كه با يك مدال نقره به وسيله ماري لو كنت دونوي به برنده تقديم مي‌شود.

جايزه تئوفراست ره‌نودو

جايزه تئوفراست ره‌نودو به وسيله گروهي از روزنامه‌نگاران فرانسوي در سال 1925 بنياد نهاده شد. اين گروه هنگامي كه در انتظار اعلام برنده جايزه گنكور مشغول خورد و نوش بودند تصميم به ايجاد اين جايزه گرفتند. آنان به سبب اينكه از انتخاب بعضي از برندگان جايزه گنكور ناراضي بودند، تصميم گرفتند كه خود جايزه‌اي بنياد نهند و اين جايزه را به ياد پدر مطبوعات فرانسه (1653ـ1586) جايزه ره‌نودو ناميدند. جايزه را معمولاً به كسي مي‌دهند كه به عقيده آنان شايستگي گرفتن جايزه گنكور يا جايزه فمينا راد اشته باشد. شرايط جايزه همانهاست كه در جايزه گنكور تعيين شده است. با اينكه جايزه صرفاً افتخاري است، برنده مي‌تواند از فروش تقريباً 50000 نسخه از اثر خود بهره‌مند گردد. برنده جايزه هر سال اندك زماني پس از اعطاي جايزه گنكور اعلام مي‌شود.

[+] نوشته شده توسط علی حقيقت در شنبه 17 تیر1385 و ساعت 10:49 ايميل نويسنده |

دعوا سر چیه ؟ 

نام كل مجموعة اين قانون، قانون برابري فرصت ها است. بخشي از اين قانون تحت عنوان اولين قرارداد شغلي يا Contract Premiere Embauche) CPE) مربوط به افراد زير 26 سال است كه صاحب هر حرفة تخصصي، علمي و دانشگاهي باشند. هنگام گذراندن دورة 2 سالة آزمايشي كار، معروف به دورة تكوين و تحكم ، كارفرما حق دارد بدون دادن مهلت يا توضيح، قرارداد را فسخ و كاركن را اخراج كند.اين دورة آزمايشي براي افراد بالاي 26 سال، 1 تا 3 ماه است. بعد از اين دورة آزمايشي، قرارداد حالت دائمي پيدا مي كند و كارگر مشمول تمامي مزاياي كارگري مي شود.در قانون جديد كه تصويب شده است، اين دورة آزمايشي براي افراد زير 26 سال، از 6 ماه به 2 سال افزايش يافته است و كارفرمايان مي توانند بدون توضيح و ارائة مدرك اخراج كنند.در نسخة اصلاح شده كه از اول آوريل (12 فروردين 85) با امضاي رئيس جمهور، اجرايي شده، دورة آزمايشي از 2 سال به يك سال كاهش يافته و كارفرمايان نبايد كاركنان را بدون مدرك اخراج كنند.

بعد از تصويب مجلسين فرانسه و امضاي رئيس جمهور و اجرايي شدن قانون، دولت موظف است هر 6 ماه يك بار، ارزيابي عملي قانون برابري فرصت ها را انجام داده و به مراجع ذي صلاح گزارش دهد.

[+] نوشته شده توسط علی حقيقت در چهارشنبه 30 فروردین1385 و ساعت 8:12 ايميل نويسنده |

تفريح رفقاي سوربن 

اوضاع فرانسه دوباره به هم ريخته بودو انگار قرار نبود غائله به اين زودي ها ختم شود اما شيراك آب سردي روي آتش اين شلوغ كاري ها ريخت! و آنان پيروز شدند ...

روزشمار شلوغي ها

۱۶ ژانويه(26 دي): ويلپن قانون جديد كار را ابلاغ كرد.

۱۹ ژانويه: چند گروه كوچك سياسي از جوانان براي شلوغ كاري دعوت كردند.

۷ فوريه: بين 200 هزار تا 400 هزار نفر كه اكثرا كارگران و بيكاران بودند در سرتاسر فرانسه شلوغ كاري كردند.

۱ مارس (10 اسفند): سيزده دانشگاه اعتصاب راه انداختند.

۷ مارس: بين 400 هزار و يك ميليون نفر در سرتاسر فرانسه به دعوت دانشجويان شلوغ كاري كردند.

۹ مارس: مجلس نمايندگان، قانون را تصويب كرد.

۱۰ مارس: دانشگاه سوربن به تصرف دانشجويان خشمگين درآمد. پليس هاي ضد شورش ريختند همان حوالي.

۱۲ مارس: نخست وزير اعلام كرد كه از خر شيطان پايين نخواهد آمد، ولي شايد يك كم شل بگيرد.

۱۴ مارس: حزب سوسياليست گفت قانون جديد كار را دوست ندارد.

۱۶ مارس: 250 تا پانصد هزار دانشجو دانشگاه ها را شلوغ كردند، بزن بزن هم شد.

۱۸ مارس: بين 530 هزار تا 5/1 ميليون نفر ريختند توي خيابان ها. 52 نفر زخمي شدند كه متأسفانه 34 نفرشان پليس بودند.

۲۱ مارس: چهل هزار نفر شلوغ كردند. خب بالاخره بايد استراحت هم داشت.

۲۳ مارس: بين 220 تا 450 هزار نفر از بچه مدرسه اي ها ودانشجوها در خيابان ها داد مي زدند. 420 نفر را گرفتند. در پاريس يك عده آدم نقابدار چوب به دست ريختند سر مردم و آبروي پسرهاي خوب را بردند.

۲۴ مارس: رئيس جمهور ژاك شيراك گفت كه قانون جديد خيلي هم خوب است.

۲۷ مارس: نخست وزير از رهبران گروه هاي شلوغ كن دعوت كرد كه با هم گپ بزنند. قبول نكردند.

۲۸ مارس: بيش از يك ميليون نفر در خيابان هاي فرانسه شلوغ بازي راه انداختند. بزرگ ترين اعتصاب از ده ها سال قبل تا به حال.

۲۹ مارس: (ديديد قبلا يك روز در ميان بود، حالا هر روز شده) شلوغ كارها نامه مي نويسند براي شيراك كه جلوي اين قانون را بگيرد.

۳۱ مارس: شيراك امضا كرد. اما توي تلويزيون گفت كه يك كم بهترش مي كند.

۱ آوريل: دو سوم مردم فرانسه از قانون عصباني اند.

۱۰ آوريل(20 فروردين): شيراك قانون جديد را لغو كرد.


ادامه مطلب
[+] نوشته شده توسط علی حقيقت در چهارشنبه 30 فروردین1385 و ساعت 8:8 ايميل نويسنده |

بهشتي براي تنبل‌ها!!! 

ميليون‌ها نفر در فرانسه داراي تعطيلات تمام‌نشدني يك‌ماهه، دوماهه و يا شايد بيشتر هستند. باور كنيد كه ما درباره ثروتمندان صحبت نمي‌كنيم. اين آدم‌ها، كارمندان دولتي و كارگران معمولي هستند. آمريكايي‌ها نسبت به فرانسوي‌ها بيشتر به آينده فكر مي‌كنند، اما ما فرانسوي‌ها عقيده نداريم كه آينده بهتر از حال خواهد بود.

شبكه معتبر «C.B.S» آمريكا در گزارشي از كشور فرانسه، اين كشور را سرزميني با بيشترين تعطيلات و كمترين ساعات كاري معرفي كرده است.


ادامه مطلب
[+] نوشته شده توسط علی حقيقت در یکشنبه 14 اسفند1384 و ساعت 23:5 ايميل نويسنده |

افزایش آمار بیکاری در فرانسه 

ميزان بيكاري در فرانسه در ماه ژانويه سال جاري ميلادي نسبت به ماه گذشته به ميزان ‪ ۰/۷‬درصد افزايش يافته است.
وزير كار و اموراجتماعي فرانسه روز سه‌شنبه با انتشار بيانيه‌اي اعلام كرد: نرخ بيكاري كه در ‪ ۹‬ماه باقيمانده به پايان سال ‪ ۲۰۰۵‬ميلادي بطور متوالي كاهش يافته بود، در ماه ژانويه سال ‪ ۲۰۰۶‬اين نرخ به‌ميزان ‪ ۰/۷‬درصد افزايش داشته است.

"ژان لويي برولو" در اين بيانيه به سير نزولي كاهش نرخ بيكاري در ماههاي آينده ابرازخوش بيني كرده است.
براساس اين گزارش، با افزايش نرخ ‪ ./۷‬درصدي بيكاري در ژانويه گذشته، ‪ ۱۶‬هزار و ‪ ۳۰۰‬نفر بر تعداد بيكاران فرانسه افزوده شده است.
با احتساب اين رقم، هم‌اكنون فرانسه داراي دو ميليون و ‪ ۲۳۶‬هزار و ‪۹۰۰‬ نفر بيكار است كه اين تعداد معادل ‪ ۹/۶‬درصد جمعيت فعال اين كشور را شامل مي‌شود.
نرخ بيكاري در قشر جوان فرانسه نسبت به ساير گروههاي سني بيشتر است.
اين قشر اجتماعي فرانسه درماه ژانويه گذشته با بيشترين ميزان بيكاري مواجه بوده است.
براساس گزارش وزارت كار و امور اجتماعي فرانسه بيشتر جوانان جوياي كار در اين كشور افراد زير ‪ ۲۵‬سال هستند كه ‪ ۲۲/۸‬درصد آنان بيكارند.
گروههاي سني بالاي ‪ ۵۰‬سال در فرانسه با داشتن ‪ ۶/۹‬درصد رقم بيكاري، كمترين گروه بيكاران را در اين كشور تشكيل مي‌دهند.
در اين گزارش، رقم بيكاري افراد در گروههاي سني بين ‪ ۲۵‬تا ‪ ۴۹‬سال در فرانسه ‪ ۸/۷‬درصدي اعلام شده است.
دولت فرانسه اخيرا براي مقابله با بيكاري، طرح جديد استخدامي خود را در مجلس ملي اين كشور به تصويب رساند. اين قانون كه از سوي مجلس سنا در دست بررسي است همچنان با اعتراض جناح چپ و دانشجويان فرانسوي مواجه است.
جناح چپ فرانسه معتقد است كه اين قانون نمي‌تواند مشكل بيكاري فرانسه را حل كند.
قرار است هفتم مارس (شانزدهم اسفندماه) تظاهرات سراسري در اعتراض به اين قانون در فرانسه برگزار شود.

[+] نوشته شده توسط علی حقيقت در چهارشنبه 10 اسفند1384 و ساعت 7:28 ايميل نويسنده |

All Rights Reserved 2005-2006 © alifrench.Blogfa.Com
This Template Designed By Ali Hashemzadeh