نا آرامی ها و بحران در فرانسه؛ جنجال یا واقعیت؟
فرانسه کشوری است در قلب اروپا در کنار ایتالیا، سوئیس، آلمان، بلژیک و اسپانیا می باشد که دارای بیش از 60 میلیون جمعیت که 88-83 در صد از آنها کاتولیک، 2 در صد پروتستان یک در صد یهودی ، 5 الی 10 درصد مسلمان و 4 در صد هم متفرقه می باشد.
گرچه سابقه این کشور به لحاظ سابقه دموکراسی نسبت به سایر کشورهای غربی بیشتر است، ولی بروز نا آرامی های اخیر نشان می دهد که تقاضاهای زیادی در این کشورهم وجود دارد و تاکنون به آنها پاسخ درستی داده نشده است و به همین منظور این بزرگترین خشونتی است که کشور از سال 1968 تجربه کرده است.گرچه تاکنون درگیری های موجود نشات گرفته از درگیری های صنفی، طبقاتی و یا مربوط به سندیکاهای کارگری اعلام شده است، ولی در روزهای اخیر، جهان شاهد تحولات کم سابقه در این کشور بوده است.
برخی از تحلیلگران نقطه آغازین این درگیری ها را به دخالت پلیس و تعقیب و گریزی مرتبط می دانند که چندی پیش منجر به مرگ دو نوجوان گردید ولی این نکته مهم و اساسی را نباید از نظر دور داشت که درگیریهای در چنین سطحی دارای زمینه هایی است که به مسائل عمیق رجعت می کند.
قیام سیاهان در اوائل هزاره جدید در شهر سینسیناتی نه نشات گرفته از ضرب و شتم فردی بنام رادنی کینگ بود بلکه این مساله ریشه ای عمیق در تبعیض هایی داشت که ضرب و شتم یک رنگین پوست در خیابان در مقابل دوربینهای رسانه ها کاتالیزوری محکمی برای آن به شمار می آید.
بحران کنونی در فرانسه را نیز به جای مرتبط کردن موضوع با کشته شدن دو نوجوان می توان به تبعیض ریشه داری مرتبط کرد که در سطوح مختلف جامعه فرانسه ریشه دوانده و نهادینه شده است و این مساله با آتش سوزی های اخیر در اقامتگاه سیاهپوستان در مرکز پاریس پیچیده شد و با حادثه کشته شدن این دو نوجوان به حد انفجار رسید و در نهایت منفجرشد.
جامعه فرانسه اصولاً جامعه ای درهم تنیده از نژادهای مختلف می باشد که بواسطه سابقه استعماری این کشور در شمال آفریقا عمدتاً از این قسمت می باشند و بخش اعظمی از مهاجرین این کشور هم از مسلمانان به شمار می آیند.
گرچه گروه های مختلف به آرامی در کنار یکدیگر زندگی می کنند، ولی به نظر می رسد نوعی برخورد دوگانه با اقلیت ها و آن هم از سوی دولت وجود دارد که برای علت یابی درگیری اخیر نیازمند آن هستیم تا آن را در دو حوزه "بیگانه ستیزی" و تبعیض علیه مسلمانان یا" اسلام ستیزی" بررسی کنیم:
الف) بیگانه ستیزی:
تحلیلگران یکی از استدلال های موجود برای درگیری اخیر را تبعیض و بیگانه ستیزی می دانند که بعضاً به صورت سیستماتیک و در برخی موارد نیز به صورت عرف علیه مهاجرین اعمال می شود.
فرانسه یکی از کشورهایی است که بیشترین مهاجر را در خود جای داده است در چند سال گذشته به دلیل ازدیاد بیش از حد آنها قوانین محدود کننده بسیاری را علیه این گروه اعمال کرده است. همچنین دولت فرانسه در تلاش بر آمده است تا با تصویب قوانینی به بهانه های مختلف برخی را از کشور اخراج نماید.
"آناتولی الکاتمیش" رئیس کمیسیون حقوق بشر مجلس ترکیه دشمنی با اسلام و خارجیان را از عوامل عمده در رخدادهای اخیر فرانسه خواند. او با اشاره به این که رخدادهای فرانسه را نمیتوان قابل قبول ارزیابی کرد، گفت : "رخدادهای فرانسه به وضعیت خطرناک نزدیک می شود و برای پایان دادن به این گونه حوادث باید از سیاست های مبتنی بر دشمنی با خارجیان و دین اسلام دست برداشته شود."
الکاتمیش گفت : "تعداد حملات گروه های افراطی به خارجیان در فرانسه در سال های اخیر افزایش یافته و یکی از دلایل عمده این مساله چشم پوشی و اغماض مقامات آن کشور در مقابل دشمنی با اسلام و خارجی ستیزی است."
وی با اشاره به رشد آرای احزاب ملی گرای افراطی در فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی گفت : "در صورتی که در مقابل این وضعیت تدابیر جدی اتخاذ نشود، حملات به خارجیان بیش از پیش تشدید خواهد شد."
رئیس جمعیت فدرال مسلمانان فرانسه نیز ناآرامی های اخیر شهرهای فرانسه را نتیجه سیاست تبعیض نژادی وبی توجهی مسئولان دانست که در این شهرها و حومه آنها اعمال می شود. وی همچنین عدم حضور دولت نهادهای آن در این مناطق و نیز سیاست بی توجهی دولتهای فرانسه اعم از راست گرا و چپ گرا علیه جوانان مناطق آشوب زده از دیگر عوامل ناآرامی های جاری بر شمرد.
وی ضمن مخالفت با ربط دادن این حوادث وناآرامی ها به اسلام و مسلمانان گفت : این ناآرامی ها یک پدیده داخلی فرانسه است وا گرچه برخی از جوانانی که دراین ناآرامی ها شرکت دارند، دارای نام های عربی و اسلامی بوده اند، اما آنان در جامعه فرانسه رشد کرده و مولود همین جامعه هستند.
رییس جمعیت اسلامی در منطقه کلیشی سوبوا نیز تصریح کرد که نا آرامی های جاری در فرانسه مشکلی بین مردم و دولت این کشور است و نشات گرفته از پدیده گسترده بیکاری دربین مهاجران می باشد. ( چندی پیش جمعی از دانشجویان دانشگاه سوربن نیز با انتشار بیانیه ای در اعتراض به عملکرد دولت مرکزی اعلام کردند:" ... اگرچه اکثریت دانشجویان ممتاز از بین همین اقشار هستند امّا این افراد پس از فراغت از تحصیل بیکار می مانند.")
ب) اسلام ستیزی:
یکی دیگر معضلات جامعه فرانسه اسلام ستیزی است که این کشور در چند سال اخیر در پیش گرفته است.
فرانسه دارای 7 میلیون مسلمان را ، می توان اولین کشوری عنوان کرد که با تصویب قوانینی از ورود دختران محجبه اسلامی به مدارس دولتی ممانعت بعمل آورد.
این قانون در ماه مارس سال 2004 تصویب و به موجب آن حجاب و تمام نمادهای دینی در مدارس دولتی ممنوع اعلام شد. این در شرایطی است که مسلمانان حجاب را به عنوان نوع پوشش واجب برای زنان در نظر گرفته و آن را مانند صلیب مسیحیان نماد دینی نمی دانند.
نخست وزیر ترکیه علت بروز ناآرامی و اعمال خشونت آمیز در حومه پاریس را ناشی از اقدام پاریس در ممنوعیت حجاب در مدارس دانسته است.
چنین تصمیماتی از سوی دولت فرانسه و تبعیض بین مسلمانان که قریب به 10 درصد جمعیت این کشور ا تشکیل می دهند و هیچ نماینده ای هم در ارکان اصلی قدرت ندارند در حالیکه یهودیان که تنها یک درصد جامعه را تشکیل می دهند و دارای نفوذ و قدرتی فراگیر در تصمیمات کلان سیاسی در فرانسه هستند زمینه ها و بسترهای دیرینه قیامهای اخیر بوده است که با قتل و کشته شدن دو نوجوان شعله های آن زبانه کشید.
( طبق يك نظرسنجی ۷۱% مردم فرانسه سياستهای نژادپرستانه دولت در قبال شهركنشينان مسلمان و مهاجر را عامل اصلی اغتشاشات میدانند .به نقل از خبرگزاری فرانسه، طارق رمضان _متفکر مسلمان سوييسی_ با انتقاد از سياستهای تبعيضآميز دولت فرانسه و ضمن بيان مطلب فوق گفت: تبعيض و نژادپرستی در فرانسه بیداد میكند. دولت بهتر است به جای متهمكردن مسلمانان به شورش چشمهای خود را به حقايق موجود در جامعه باز كند. وی در پاسخ به سوالی درباره علل نارضايتی عمومی از سياستهای دولت فرانسه گفت: بیتوجهی آشكار سياستمداران فرانسوی نسبت به وضعیت موجود در شهركهای مهاجرنشين و نرخ بالای بيكاری در ميان مهاجران مسلمان اين مناطق را در معرض تبديلشدن به «حلبیآباد» قرار داده است. شایان ذکر است دولت دموکرات فرانسه با اعلام مقررات منع عبور و مرور شبانه درصدد است تا آتش آشوب خودايجادكرده را فرو نشاند.)
نتیجه گیری:
گرچه محافل گوناگون اظهار نظرهای متفاوتی پیرامون ماهیت قیام های اخیر عنوان می کنند و برخی آن را دارای ماهیتی اسلامی و برخی دیگر دارای ماهیتی خارجی و نشات گرفته از بیگانه ستیزی و بی عدالتی در جامعه فرانسه عنوان می دانند ولی آنچه که مسلم است درگیری های اخیر را بدون توجه به ماهیت آن می توان از یک مساله ناشی دانست و آن نارضایتی گروهی از وضع موجود در فرانسه می باشد که این مساله می تواند هم دربین مسلمانان باشد و هم در بین گروه های غیر مسلمان و مهاجرین که البته هر دو گروه از مهاجرین هستند که حقوق خود را با هر نوع توجیهی تضییع شده می دانند.
اما مساله ای که در این بین می توان اشاره کرد، تبلیغاتی است که در سطح رسانه های جهانی برای صرفاً ماهیتی اسلامی بخشیدن به موضوع صورت می گیرد.
" محمد البیشاری " رئیس جمعیت فدرال مسلمانان فرانسه در این باره دولت آمریکا را به تلاش برای بهره برداری از این ناآرامی ها برای مبارزه با آنچه که واشنگتن آن را نفوذ اسلامی نام نهاده متهم کرد و گفت: دولتمردان آمریکا تلاش می کنند وانمود کنند که این حوادث نتیجه سیاست مسالمت آمیز وحمایت فرانسه از برخی از مسائل عادلانه اعراب است.
رئیس جمعیت فدرال مسلمانان فرانسه به سوء استفاده احزاب راست گرای تندرو در فرانسه از این ناآرامی ها اشاره نمود وگفت : این احزاب ممکن است تهاجم وتبلیغات گسترده ای را علیه حضور اعراب ومسلمانان در جامعه فرانسه آغاز نمایند تا از این امر در انتخابات سال 2007 بهره ببرند .
وی در پایان خواستار بازگشت امنیت به شهرهای فرانسه شد وگفت : ما به عنوان اقلیت مسلمانان فرانسه خواستار بازگشت آرامش وامنیت می باشیم واز دستگاه قضایی می خواهیم نقش خود را بی طرفانه ایفا کند.
رئیس جمعیت اسلامی در منطقه کلیشی سوبوا نیز تصریح کرد که نا آرامی های جاری در فرانسه را بی ارتباط به جامعه مسلمانان دانست و آن را نشات گرفته از مشکلات داخلی فرانسه توصیف کرد.
انجمن علمی زبان فرانسه –اصفهان نوامبر 2005
پايگاه اينترنتي دويچهوله شنبه شب در گزارشي با عنوان "نارضايتيهاي حاشيهنشينان، تهديدي براي جامعه فرانسه" نوشت: شورشهاي خياباني پاريس، ناشي از ناتواني در جذب فرهنگي مهاجران است.
به گزارش دويچهوله، شورش جوانان در حومه پاريس نمايانگر نارضايتي بخش هايي از جمعيت مهاجر فرانسه است و در حاشيه شهرهاي فرانسه، سطح كيفي مدارس پايين و بيكاري معضلي فراگير است و فرار از اين شرايط براي ساكنان اين مناطق كار سادهاي نيست.
فرزندان و حتي نوههاي مهاجران همچنان در اين مناطق زندگي ميكنند واينها طبقه خشمگيني را تشكيل ميدهند كه بيش از پيش با هويت مذهبي تعريف ميشود.
۱۰سال پيش اين جوانان با عنوان "عرب فرانسوي" شناخته ميشدند و اينك، از آنها بيشتر از هر چيز به نام "مسلمان" ياد ميشود و جالب آنكه اين جمعيت نيز خود را بيش از پيش با همين صفت تعريف ميكند.
اين گونه تقسيم بنديهاي جغرافيايي بر اساس نژاد و مذهب دربسياري كشورها ديده ميشود و در ميان ملتي كه خود را "گسست ناپذير" ميداند، اساسا قرار نيست چنين دستهبنديهايي وجود داشته باشد.
دولت فرانسه آمارهاي رسمي كه بر مبناي شاخصهاي نژادي يا مذهبي تنظيم شدهباشند، ممنوع كرده است، در نتيجه هيچكس از عدد دقيق مسلمانان ساكن اين كشور با خبر نيست و بهترين آمار تقريبي، جمعيت مسلمان اين كشور را دستكم پنج ميليون برآورد ميكنند.
محلههاي حاشيهاي "اقليتنشين " يكي ديگر از پايههاي هويت فرانسوي را نيز به خطر مياندازد.
در حالي كه فرانسويان صدمين سالگرد جدايي دولت و كليسارا گرامي ميدارند از دين اسلام به عنوان بزرگترين چالش پيش روي الگوي سكولار اين كشور در طي صد سال گذشته ياد ميشود.
اسلام از اندونزي تا سنگال خود را با قوانين بومي هماهنگ كرده و در فرانسه نيز همين اتفاق خواهد افتاد.
واقعيت اين است كه پيكارجويان چه در فرانسه و چه جاهاي ديگر اقليت ناچيزي از جامعه مسلمين را تشكيل ميدهند،اما اين حقيقت، چيزي از جدي بودن اين خطر نميكاهد و از سوي ديگر، بمبگذاران را نبايد پيشگامان جوامع مسلمان دانست. |