|
|
رویای یک فرانسوی مقالات جذاب از بهترینهای دنیای زبان و ادبیات فرانسه_فارسی |
|
|
تحصیل درفرانسه برای تحصیل در مقطع بالاتر از لیسانس ( زیرا سفارت فرانسه برای متقاضیان پایین تر از لیسانس مانند دیپلم ، حتی اگر از دانشگاههای فرانسه پذیرش هم گرفته باشند ویزا صادر نمی کند ) احتیاج به انجام مراحل زیر دارید:
۲- بودجه : ۳- تحصيلات : ۱- دسته اول که بايد در مقطع DESS ادامه تحصيل دهند پس از يک سال تحصيل در رشته اي با مباحث کاملا تخصصي جذب بازار کار مي شوند و تحصيلاتشان در اين مرحله تمام شده ودر نتيجه دانشجويان از اين طريق امکان ادامه تحصيل تا مرحله دکتري را ندارند. از آنجا که بازار کار فرانسه از کشش چنداني براي جذب نيروي کار بدون تجربه بر خوردار نمي باشد و ضمنا يافتن شغل مناسب با توجه به يکساله بودن ويزاي دانشجوئي و در فاصله کوتاهي پس از فارغ التحصيلي بسيار مشکل مي باشد ادامه تحصيل در مقطع DEA که در نهايت منجر به کسب مدرک دکترا نيز مي شود به متقاضيان پيشنهاد مي گردد.(بنا بر تجربيات مولف) ۴- پذيرش : مجموعه مدارک بالا پايه و اساس تمامي پرونده هاي ثبت نامي درخواستي دانشگاههاي فرانسه را تشکيل ميد هند . ۵ - دريافت دعوت نامه (Convocation): فولکور یافرهنگ مردم درگذشته دور
بموجب تعریف سن تیو( saint yves ) فولكلور به مطالعه زندگی توده عوام در کشورهای متمدن می پردازد. زیرا در مقابل ادبیات توده ، فرهنگ رسمی و استادانه ای وجود دارد به این معنی که مواد فولكلور در نزد مللی یافت می شود که دارای دوپرورش باشند: یکی مربوط به طبقه تحصیل کرده و دیگری مربوط به طبقه عوام . مثلا در هند و چین فولكلور وجود دارد اما نزد قبایل وحشی استرالیا که نوشته وکتاب ندارند فولكلور یافت نمی شود . زیرا که همه امور زندگی این قبایل مربوط به علم نژاد شناسی است. ادامه مطلب انفجار اطلاعات!!! انفجار اطلاعات! نمی دانم چرا من از این تعبیر آنچنان که باید نمی ترسم و حتی چه بسا مثل کسی که دیگر صبرش تمام شده است از فکر اینکه جهان به سرنوشت محتوم این عصر نزدیک تر می شود خوشحال می شوم. نیچه خطاب به فیلسوفان می گوید: « خانه هایتان را در دامنه های کوه آتشفشان بنا کنید » و من همه کسانی را که در جست و جوی حقیقتند مخاطب این سخن می یابم. «گریختن » مطلوب طبع کسانی است که فقط به عافیت می اندیشند و اگر نه، مرگ یک بار، زاری هم یک بار.دهکده جهانی واقعیت پیدا خواهد کرد، چه بخواهیم و چه نخواهیم. این حقیقت تنها ما را که شهروندان مطیعی برای این دهکده بزرگ نیستیم مضطرب نمی دارد و بلکه غرب را هم چه بسا بیش تر از ما به اضطراب می اندازد. ما شهروندان مطیعی برای دهکده جهانی نیستیم؛ این سخن نیاز به کمی توضیح دارد. شهروندِ مطیع کسی است که وجود فردی اش مستحیل در جامعه ای است که پیرامون او وجود دارد. اعتراضی ندارد. استدلال های رسمی را می پذیرد و در صدق گفتار سیاستمداران تردید روا نمی دارد. تا آنجا تسلیم قوانین محلی است که عدالت را نه قبله قانون، که تابع آن می بیند. به آنچه فرا می خوانندش روی می آورد و از آنچه باز می دارندش پرهیز می کند. دروازه های گوش و چشم و عقلش برای پیام های پروپاگاندا باز است و مثلاً در ایران خودمان وقتی می شنود که «بانک فلان، بانک شماست »، باور می کند و پولش را در بانکی انبار می کند که جایزه بیش تری می دهد... و از این قبیل. و خوب! دهکده جهانی هم برای آنکه سر پا بماند به شهروندان مطیعی نیاز دارد که سرشان در آخور خودشان باشد.
در آغاز دهه هشتاد میلادی واقعه بسیار شگفت آوری در کره زمین روی داد که غرب را از خواب غفلتی که به آن گرفتار آمده بود خارج کرد. در نقطه ای از کره زمین که یکی از غلامان خانه زاد کاخ سفید حکومت می کرد، ناگهان میلیون ها نفر از مردم از خانه ها بیرون ریختند و فارغ از ملاحظات و معادلات غریزی مربوط به حفظ حیات، سینه در برابر گلوله ها سپر کردند و ارتشی هم که ده ها میلیارد دلار خرج آن شده بود به انفعالی گرفتار آمد که چاقو در برابر دسته خویش دارد: چاقو دسته اش را نمی برد. مردم چه می خواستند؟ عجیب اینجاست. مردم چیزی می خواستند که هرگز با عقل حاکم بر دنیای جدید جور در نمی آمد: حکومت اسلامی. نمونه ای هم که برای این حکومت سراغ داشتند به سیزده قرن پیش باز می گشت. مردم ایران این « پیام » را از کدام رادیو و تلویزیون، فیلم و یا تئاتری گرفته بودند؟ این پرسشی بود که غرب نمی توانست به آن جواب گوید. مهم نیست که غرب این نوع حرکت های اجتماعی را چه می نامد: بنیادگرایی، ارتجاع و یا هر چیز دیگر... مهم این است که این واقعه نشان داد « حصارهای اطلاعاتی قابل اعتماد نیستند. » ادامه مطلب راز سرزمین آفتاب
ادامه مطلب انسان از نسل میمون، خرافهای جاهلانه
ادامه مطلب جذابيت در سينما «فیلم اگر جاذبه نداشته باشد، فیلم نیست». آیا این سخن همان همه كه مشهور است، بدیهی است؟ ادامه مطلب آیا تئاتر زنده می ماند؟ تئاتر در روزگار ما معضلی است و نه فقط برای ما، که در سراسر عالم؛ مگر برای آنان که تئاتر شان ریشه در سنت و یا اساطیر داشته است. بعضی ها معتقدندکه تئاتر دیگر مرده است؛ من از آنان نیستم، اما از سر انصاف باید بگویم که چندان هم زنده نیست. بعد از نود سال که از تولد سینما می گذرد، تئاتر هویت مستقلّ خویش را به ناچار در عرصه هایی می جوید که سینما در آن راه ندارد. تئاتر چاره ای جز این ندارد که خود را در آنجا که سینما نیست پیدا کند. هنرهای سنتی نیز به بلیه ای دیگر که از یک لحاظ به ما نحن فیه ارتباط دارد گرفتار آمده اند. سفالگر که دیگر بازاری برای هنر خویش نمی یابد، خود را در باب طبع توریست ها می آراید و تن به ابتذالی می دهد که با این انفعال ملازم است. آیا بر سر تئاتر ما نیز همین آمده است؟ سینما مشتریان تئاتر و رُمان را دزدیده است و در سالن های تئاتر جز خود اهل تئاتر و روشنفکرانی که لابه لای کهنه ها و عتیقه ها در جست و جوی حسّ نوستالژی هستند، دیگر باقی نمانده است. روشنفکر مآبان، یعنی آنان که تنها آنچه را که نمی فهمد تحسین و تقدیس می کنند و از هر آنچه آنان را به خود مشغول کند به عالم « پیچیدگی و انتزاع » می گریزند، اکنون روی به تئاتر آورده اند. سینما مخاطبان خویش را در میان « ساده ترین مردمان » جسته است و بنابراین، هرگز به طور عام نمی تواند روی به پیچیدگی و انتزاع بیاورد، مگر سینمایی که آن را « سینمای هنری » می نامند و مخاطبانش « از ما بهتران » اند و از ما بهتران کسانی هستند که از هنرمندی و تفکر فقط به پُز و پرستیژ آن بسنده کرده اند و همین است که آنان را به جای رسوخ در علم، به سوی پیچیدگی متظاهرانه روشنفکری سرابی است که در ظاهر خود را عمیق و پُر راز و رمز می نماید، اما در باطن توهمی بیش نیست. این متاع فقط به درد پُز و جلوه فروشی می خورد و لاغیر، و اگر انسان از جلوه فروشی مستغنی شود خواهد دید که دیگر هیچ چیز جز رسوخ حقیقی در علم او را راضی نمی دارد. پس اگر سینما مخاطبان خویش را از میان ساده ترین مردمان برگزیده، سینمای روشنفکرمآبانه سطحی ترین مردمان را مخاطب خود گرفته است، و هم اینان بیش ترین مخاطبان تئاتر نیز هستند. ادامه مطلب بحران در فرانسه نا آرامی ها و بحران در فرانسه؛ جنجال یا واقعیت؟ فرانسه کشوری است در قلب اروپا در کنار ایتالیا، سوئیس، آلمان، بلژیک و اسپانیا می باشد که دارای بیش از 60 میلیون جمعیت که 88-83 در صد از آنها کاتولیک، 2 در صد پروتستان یک در صد یهودی ، 5 الی 10 درصد مسلمان و 4 در صد هم متفرقه می باشد. گرچه سابقه این کشور به لحاظ سابقه دموکراسی نسبت به سایر کشورهای غربی بیشتر است، ولی بروز نا آرامی های اخیر نشان می دهد که تقاضاهای زیادی در این کشورهم وجود دارد و تاکنون به آنها پاسخ درستی داده نشده است و به همین منظور این بزرگترین خشونتی است که کشور از سال 1968 تجربه کرده است.گرچه تاکنون درگیری های موجود نشات گرفته از درگیری های صنفی، طبقاتی و یا مربوط به سندیکاهای کارگری اعلام شده است، ولی در روزهای اخیر، جهان شاهد تحولات کم سابقه در این کشور بوده است. برخی از تحلیلگران نقطه آغازین این درگیری ها را به دخالت پلیس و تعقیب و گریزی مرتبط می دانند که چندی پیش منجر به مرگ دو نوجوان گردید ولی این نکته مهم و اساسی را نباید از نظر دور داشت که درگیریهای در چنین سطحی دارای زمینه هایی است که به مسائل عمیق رجعت می کند. قیام سیاهان در اوائل هزاره جدید در شهر سینسیناتی نه نشات گرفته از ضرب و شتم فردی بنام رادنی کینگ بود بلکه این مساله ریشه ای عمیق در تبعیض هایی داشت که ضرب و شتم یک رنگین پوست در خیابان در مقابل دوربینهای رسانه ها کاتالیزوری محکمی برای آن به شمار می آید. بحران کنونی در فرانسه را نیز به جای مرتبط کردن موضوع با کشته شدن دو نوجوان می توان به تبعیض ریشه داری مرتبط کرد که در سطوح مختلف جامعه فرانسه ریشه دوانده و نهادینه شده است و این مساله با آتش سوزی های اخیر در اقامتگاه سیاهپوستان در مرکز پاریس پیچیده شد و با حادثه کشته شدن این دو نوجوان به حد انفجار رسید و در نهایت منفجرشد. جامعه فرانسه اصولاً جامعه ای درهم تنیده از نژادهای مختلف می باشد که بواسطه سابقه استعماری این کشور در شمال آفریقا عمدتاً از این قسمت می باشند و بخش اعظمی از مهاجرین این کشور هم از مسلمانان به شمار می آیند. گرچه گروه های مختلف به آرامی در کنار یکدیگر زندگی می کنند، ولی به نظر می رسد نوعی برخورد دوگانه با اقلیت ها و آن هم از سوی دولت وجود دارد که برای علت یابی درگیری اخیر نیازمند آن هستیم تا آن را در دو حوزه "بیگانه ستیزی" و تبعیض علیه مسلمانان یا" اسلام ستیزی" بررسی کنیم: الف) بیگانه ستیزی: تحلیلگران یکی از استدلال های موجود برای درگیری اخیر را تبعیض و بیگانه ستیزی می دانند که بعضاً به صورت سیستماتیک و در برخی موارد نیز به صورت عرف علیه مهاجرین اعمال می شود. فرانسه یکی از کشورهایی است که بیشترین مهاجر را در خود جای داده است در چند سال گذشته به دلیل ازدیاد بیش از حد آنها قوانین محدود کننده بسیاری را علیه این گروه اعمال کرده است. همچنین دولت فرانسه در تلاش بر آمده است تا با تصویب قوانینی به بهانه های مختلف برخی را از کشور اخراج نماید. "آناتولی الکاتمیش" رئیس کمیسیون حقوق بشر مجلس ترکیه دشمنی با اسلام و خارجیان را از عوامل عمده در رخدادهای اخیر فرانسه خواند. او با اشاره به این که رخدادهای فرانسه را نمیتوان قابل قبول ارزیابی کرد، گفت : "رخدادهای فرانسه به وضعیت خطرناک نزدیک می شود و برای پایان دادن به این گونه حوادث باید از سیاست های مبتنی بر دشمنی با خارجیان و دین اسلام دست برداشته شود." الکاتمیش گفت : "تعداد حملات گروه های افراطی به خارجیان در فرانسه در سال های اخیر افزایش یافته و یکی از دلایل عمده این مساله چشم پوشی و اغماض مقامات آن کشور در مقابل دشمنی با اسلام و خارجی ستیزی است." وی با اشاره به رشد آرای احزاب ملی گرای افراطی در فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی گفت : "در صورتی که در مقابل این وضعیت تدابیر جدی اتخاذ نشود، حملات به خارجیان بیش از پیش تشدید خواهد شد." رئیس جمعیت فدرال مسلمانان فرانسه نیز ناآرامی های اخیر شهرهای فرانسه را نتیجه سیاست تبعیض نژادی وبی توجهی مسئولان دانست که در این شهرها و حومه آنها اعمال می شود. وی همچنین عدم حضور دولت نهادهای آن در این مناطق و نیز سیاست بی توجهی دولتهای فرانسه اعم از راست گرا و چپ گرا علیه جوانان مناطق آشوب زده از دیگر عوامل ناآرامی های جاری بر شمرد. وی ضمن مخالفت با ربط دادن این حوادث وناآرامی ها به اسلام و مسلمانان گفت : این ناآرامی ها یک پدیده داخلی فرانسه است وا گرچه برخی از جوانانی که دراین ناآرامی ها شرکت دارند، دارای نام های عربی و اسلامی بوده اند، اما آنان در جامعه فرانسه رشد کرده و مولود همین جامعه هستند. رییس جمعیت اسلامی در منطقه کلیشی سوبوا نیز تصریح کرد که نا آرامی های جاری در فرانسه مشکلی بین مردم و دولت این کشور است و نشات گرفته از پدیده گسترده بیکاری دربین مهاجران می باشد. ( چندی پیش جمعی از دانشجویان دانشگاه سوربن نیز با انتشار بیانیه ای در اعتراض به عملکرد دولت مرکزی اعلام کردند:" ... اگرچه اکثریت دانشجویان ممتاز از بین همین اقشار هستند امّا این افراد پس از فراغت از تحصیل بیکار می مانند.") ب) اسلام ستیزی: یکی دیگر معضلات جامعه فرانسه اسلام ستیزی است که این کشور در چند سال اخیر در پیش گرفته است. فرانسه دارای 7 میلیون مسلمان را ، می توان اولین کشوری عنوان کرد که با تصویب قوانینی از ورود دختران محجبه اسلامی به مدارس دولتی ممانعت بعمل آورد. این قانون در ماه مارس سال 2004 تصویب و به موجب آن حجاب و تمام نمادهای دینی در مدارس دولتی ممنوع اعلام شد. این در شرایطی است که مسلمانان حجاب را به عنوان نوع پوشش واجب برای زنان در نظر گرفته و آن را مانند صلیب مسیحیان نماد دینی نمی دانند. نخست وزیر ترکیه علت بروز ناآرامی و اعمال خشونت آمیز در حومه پاریس را ناشی از اقدام پاریس در ممنوعیت حجاب در مدارس دانسته است. چنین تصمیماتی از سوی دولت فرانسه و تبعیض بین مسلمانان که قریب به 10 درصد جمعیت این کشور ا تشکیل می دهند و هیچ نماینده ای هم در ارکان اصلی قدرت ندارند در حالیکه یهودیان که تنها یک درصد جامعه را تشکیل می دهند و دارای نفوذ و قدرتی فراگیر در تصمیمات کلان سیاسی در فرانسه هستند زمینه ها و بسترهای دیرینه قیامهای اخیر بوده است که با قتل و کشته شدن دو نوجوان شعله های آن زبانه کشید. ( طبق يك نظرسنجی ۷۱% مردم فرانسه سياستهای نژادپرستانه دولت در قبال شهركنشينان مسلمان و مهاجر را عامل اصلی اغتشاشات میدانند .به نقل از خبرگزاری فرانسه، طارق رمضان _متفکر مسلمان سوييسی_ با انتقاد از سياستهای تبعيضآميز دولت فرانسه و ضمن بيان مطلب فوق گفت: تبعيض و نژادپرستی در فرانسه بیداد میكند. دولت بهتر است به جای متهمكردن مسلمانان به شورش چشمهای خود را به حقايق موجود در جامعه باز كند. وی در پاسخ به سوالی درباره علل نارضايتی عمومی از سياستهای دولت فرانسه گفت: بیتوجهی آشكار سياستمداران فرانسوی نسبت به وضعیت موجود در شهركهای مهاجرنشين و نرخ بالای بيكاری در ميان مهاجران مسلمان اين مناطق را در معرض تبديلشدن به «حلبیآباد» قرار داده است. شایان ذکر است دولت دموکرات فرانسه با اعلام مقررات منع عبور و مرور شبانه درصدد است تا آتش آشوب خودايجادكرده را فرو نشاند.) نتیجه گیری: گرچه محافل گوناگون اظهار نظرهای متفاوتی پیرامون ماهیت قیام های اخیر عنوان می کنند و برخی آن را دارای ماهیتی اسلامی و برخی دیگر دارای ماهیتی خارجی و نشات گرفته از بیگانه ستیزی و بی عدالتی در جامعه فرانسه عنوان می دانند ولی آنچه که مسلم است درگیری های اخیر را بدون توجه به ماهیت آن می توان از یک مساله ناشی دانست و آن نارضایتی گروهی از وضع موجود در فرانسه می باشد که این مساله می تواند هم دربین مسلمانان باشد و هم در بین گروه های غیر مسلمان و مهاجرین که البته هر دو گروه از مهاجرین هستند که حقوق خود را با هر نوع توجیهی تضییع شده می دانند. اما مساله ای که در این بین می توان اشاره کرد، تبلیغاتی است که در سطح رسانه های جهانی برای صرفاً ماهیتی اسلامی بخشیدن به موضوع صورت می گیرد. " محمد البیشاری " رئیس جمعیت فدرال مسلمانان فرانسه در این باره دولت آمریکا را به تلاش برای بهره برداری از این ناآرامی ها برای مبارزه با آنچه که واشنگتن آن را نفوذ اسلامی نام نهاده متهم کرد و گفت: دولتمردان آمریکا تلاش می کنند وانمود کنند که این حوادث نتیجه سیاست مسالمت آمیز وحمایت فرانسه از برخی از مسائل عادلانه اعراب است. رئیس جمعیت فدرال مسلمانان فرانسه به سوء استفاده احزاب راست گرای تندرو در فرانسه از این ناآرامی ها اشاره نمود وگفت : این احزاب ممکن است تهاجم وتبلیغات گسترده ای را علیه حضور اعراب ومسلمانان در جامعه فرانسه آغاز نمایند تا از این امر در انتخابات سال 2007 بهره ببرند . وی در پایان خواستار بازگشت امنیت به شهرهای فرانسه شد وگفت : ما به عنوان اقلیت مسلمانان فرانسه خواستار بازگشت آرامش وامنیت می باشیم واز دستگاه قضایی می خواهیم نقش خود را بی طرفانه ایفا کند. رئیس جمعیت اسلامی در منطقه کلیشی سوبوا نیز تصریح کرد که نا آرامی های جاری در فرانسه را بی ارتباط به جامعه مسلمانان دانست و آن را نشات گرفته از مشکلات داخلی فرانسه توصیف کرد. پايگاه اينترنتي دويچهوله شنبه شب در گزارشي با عنوان "نارضايتيهاي حاشيهنشينان، تهديدي براي جامعه فرانسه" نوشت: شورشهاي خياباني پاريس، ناشي از ناتواني در جذب فرهنگي مهاجران است. به گزارش دويچهوله، شورش جوانان در حومه پاريس نمايانگر نارضايتي بخش هايي از جمعيت مهاجر فرانسه است و در حاشيه شهرهاي فرانسه، سطح كيفي مدارس پايين و بيكاري معضلي فراگير است و فرار از اين شرايط براي ساكنان اين مناطق كار سادهاي نيست. فرزندان و حتي نوههاي مهاجران همچنان در اين مناطق زندگي ميكنند واينها طبقه خشمگيني را تشكيل ميدهند كه بيش از پيش با هويت مذهبي تعريف ميشود. ۱۰سال پيش اين جوانان با عنوان "عرب فرانسوي" شناخته ميشدند و اينك، از آنها بيشتر از هر چيز به نام "مسلمان" ياد ميشود و جالب آنكه اين جمعيت نيز خود را بيش از پيش با همين صفت تعريف ميكند. اين گونه تقسيم بنديهاي جغرافيايي بر اساس نژاد و مذهب دربسياري كشورها ديده ميشود و در ميان ملتي كه خود را "گسست ناپذير" ميداند، اساسا قرار نيست چنين دستهبنديهايي وجود داشته باشد. دولت فرانسه آمارهاي رسمي كه بر مبناي شاخصهاي نژادي يا مذهبي تنظيم شدهباشند، ممنوع كرده است، در نتيجه هيچكس از عدد دقيق مسلمانان ساكن اين كشور با خبر نيست و بهترين آمار تقريبي، جمعيت مسلمان اين كشور را دستكم پنج ميليون برآورد ميكنند. محلههاي حاشيهاي "اقليتنشين " يكي ديگر از پايههاي هويت فرانسوي را نيز به خطر مياندازد. در حالي كه فرانسويان صدمين سالگرد جدايي دولت و كليسارا گرامي ميدارند از دين اسلام به عنوان بزرگترين چالش پيش روي الگوي سكولار اين كشور در طي صد سال گذشته ياد ميشود. اسلام از اندونزي تا سنگال خود را با قوانين بومي هماهنگ كرده و در فرانسه نيز همين اتفاق خواهد افتاد. واقعيت اين است كه پيكارجويان چه در فرانسه و چه جاهاي ديگر اقليت ناچيزي از جامعه مسلمين را تشكيل ميدهند،اما اين حقيقت، چيزي از جدي بودن اين خطر نميكاهد و از سوي ديگر، بمبگذاران را نبايد پيشگامان جوامع مسلمان دانست. متن قانون منع حجاب در مدارس فرانسه قانون شماره 228ـ2004، 15 مارس 2004، با توجه به اصل لائیسیته، داشتن نشانهها یا پوششی كه نمایانگر وابستگی مذهبی در مدارس، كالجها و دبیرستانهای دولتی باشد، ممنوع میباشد. ماده 1: در مقررات آموزشی، ماده ل/141ـ5ـ1 بعد از ماده ل 141ـ5 ضمیمه میگردد: ماده ل/141ـ5ـ1: در مدارس، كالج ها و دبیرستانهای دولتی، داشتن نشانه یا پوششی كه از طریق آن دانش آموزان آشكارا وابستگی مذهبی خود را نشان دهند، ممنوع میباشد. آییننامه انضباطی داخلی یاد آور میشود كه برای به اجرا گذاشتن اقدام انضباطی، میبایست بدوا با دانشآموز به گفتوگو نشست.ماده2: مربوط به حوزه جغرافیایی قانون یعنی كشور فرانسه و كلونی(مجموعه)های سابق میباشد. ماده 3: موارد این قانون از شروع سال تحصیلی كه متعاقب تصویب قانون باشد، به مرحله اجرا در خواهد آمد. ماده 4: موارد این قانون پس از یكسال از اجرای آن مجددا برآورد خواهند شد. این قانون در مقام قانون دولتی به اجرا در خواهد آمد. ادامه مطلب | ||
|
All Rights
Reserved 2005-2006 © alifrench.Blogfa.Com |