|
قسمت اول : تمدن جاودان
ايرانيان با اخلاق ترين ملل دنيا هستند و حسن ظاهر دليل است بر حسن باطن : سقراط
ايرانيان دارای وجدانی پاک و اخلاقی نيکو هستند . : سقراط
ايرانيان در هر کس که صفات نيک می يافتند به ديده بزرگی و احترام بدو می نگريستند، هر چند که آن خوی در يکی از دشمنان آنان ظاهر می شد : هردوت
ايرانيان اولين ملتی بودند که با زرخريدان و بردگان خود چون فرزند رفتار می کردند. : هردوت
ايرانيان برای حفظ احترام يکديگر هر گز در حضور هم آب دهان بر زمين نمی اندازند. : هردوت
ايرانيان از کردارهای نا پسند هر گز سخن نمی گويند : هردوت
ايرانيان همانطور که از مرض طاعون حذر می کنند از استعمال مسکرات نيز متنفرند : آميان
ايرانيان از دروغ و نا سپاسی و فريب می پرهيزند. : گزنفون
ايرانيان در معابر عمومی هيچ ننوشند و هيچ نخورند : گزنفون
ايرانيان به واسطه تعاليم عالی از هر نواقصی بری هستند : پلوتارک
اولين کشوری که به تأسيس بيمارستان پرداخت کشور ايران بود : روانسون
و ...
---------
آنچه خوانديد تنها ذره ای بود از اقيانوس عظيم تواناييها و صفات نيک ايرانيان . آنان که تاريخ تمدن بشريت بی نام آنان هرگز شکل نمی گرفت و به اميد خدا و همت و غيرت مردم اين خاك پاك ، زين پس نيز شكل نخواهد گرفت.
اما سوال اينجاست که ايران و ايرانی امروز در ذهن جهانيان چگونه است؟ آيا هنوز ايرانی را همانگونه توصيف و تصور می کنند؟ و آيا ايرانی همچنان عظمت تاريخی خود را حفظ کرده است؟ قطعاٌ پاسخ اين سوا ل روشن است که: "خير، اينگونه نيست." سوال بعد اين است که چرا ديگر چنين نيست و چگونه بايد دوباره ايران را آباد و با شکوه و با عظمت و ايرانی را با اخلاق ترين،شجاعترين و دانا ترين ملل جهان گردانيم ؟ پاسخ به چرايی آن در اين مقال نمی گنجد، اما درباره چگونگی آن مطلب فراوان است که به بررسی يک مورد گه مساله روز است و آن مساله انتخابات است می پردازيم .
چه کنيم تا اعتبارمان آنقدر پايين نيايدتا کشوری که جمعيتش به اندازه يکی از محلات تهران هم نيست و بدون حضور تجار و متخصصين و شرکتهای ايرانی از پای در خواهد آمد ،آنقدر جسور نشود تا نسبت به جزاير ايران ادعای حاکميت کند و يا "خليج هميشگی فارس" را خليج عربی ننا مند؟
قطعاٌ هيچ ايرانی وطن دوستی نيست که آرزوی عظمت و شکوه ايران را نداشته باشد . اوج شکوه و عرق ملی ايرانيان سراسر جهان،از هر سليقه و تفکری را می توا ن در واکنش به چاپ نام جعلی خليج عربی در نشريه نشنال ژئوگرافيک مشاهده کرد،که اين همبستگی ايرانيان تمام جهان ظرف مدت کوتاهی آنان را مجبور به عقب نشينی و عذر خواهی کرد .
سوال اينجاست که نيروی عظيمی که ظرف مدت کوناهی و نتها با فشار فرهنگی و ابزار قلم ( قلم الکترونيک)بزرگترين مؤسسه جغرافيايی جهان را آن هم در قلب آمريکا ، به عقب راند ، چگونه برای عقب راندن تماميت خواهان داخلی ، خود را ناتوان می پندارد و پس از گذشت 8 سال از تولد کودک نوپای اصلاحات ، زمزمه های عقب نشينی را سر می دهد |